رابطه سعادت و فضیلت اخلاقی در نظام فکری کنفوسیوس

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران

2 دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه تهران

3 گروه علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران،ایران

doi
https://handle.test.datacite.org/10.83078/jrs.2025.1197657
چکیده

هدف این مقاله بررسی و تبیین رابطه سعادت و فضیلت در اندیشه کنفوسیوس و پاسخ بهسه سوال زیر است. چه رابطه ای بین فضیلت اخلاقی و سعادت وجود دارد؟ آیا داشتن فضایل اخلاقی صاحبان آنها را خوشحال می کند؟ آیا می توان بدون آنها خوشحال بود؟ آیین کنفوسیوس تأثیرگذارترین مکتب در تفکر سنتی چینی بوده است. کنفوسیوس سعادت را مسئله‌ای اخلاقی دانسته و معتقد است که ما در جهانی زندگی می کنیم که اخلاقیات بخشی از ساختار آن است. از اینرو، او سعادت را مسئله‌ای اخلاقی می داند. از دیدگاه کنفوسیوس سعادت در فضیلت انسان نه تنها به امنیت مادی بلکه به رضایت معنوی و یکپارچگی و وحدت کامل سعادت فردی و سعادت اجتماعی نیاز دارد، که از طریق شکوفایی فضیلت درون، که آسمان سرچشمه آن است، و تحقق قابلیت های خوب باطنی انسان و گسترش آن درروابط بین انسانی بدست می آید. دو نوع سعادت وجود دارد: سعادت فردی و سعادت فراگیر. ایده کنفوسیوسی سعادت فراگیر را می‌توان در دو معنا خلاصه کرد: (1) سعادتی که از طریق ابزارهای اخلاقی به دست می‌آید. (2) فراگیر (یا مشترک). برای گسترش سعادت و خوشی فراگیر بین نیکوکاران و دریافت‌کنندگان، اعمال و یا خط‌مشی‌های با فضیلت از سوی آنها ضروری است.