بازشناخت ریشههای سلَفیگری در پیوند با اختلالات روانی و شخصیتی، با تأکید بر اهمیت خودزندگینوشتها در پژوهشهای علوم انسانی با رویکرد میانرشتهای؛ براساس خودزندگینامة آکادمیک دکتر مژگان بیتانه
نویسندگان
1 سازمان اسناد و کتابخانه ملی
doi
چکیده
امروزه مطالعات زندگینگاری در دنیا، عرصهای گسترده در پژوهشهای بینرشتهای در زمینههای مختلف علوم انسانی و اجتماعی، نظیر مردمشناسی، قومنگاری، روانشناسی و جامعهشناسی، در شاخههایی نظیر مطالعات زنان و جنسیت، مطالعات فرهنگی، مطالعات استعماری و پسااستعمارگرایی، و حتی علوم زیستی گشوده است. دکتر مژگان بیتانه در اثری که میتوان آن را از انواع موفق خودزندگینوشتهای آکادمیک ایرانی خواند، به شرح سرگذشت خود به شیوهای درسآموز و جذاب، از ورود به دانشگاه و سپس ازدواج با جوانی آراسته و دیندار از خانوادهای فرهیخته میپردازد و آن را با روایت پُرتلاطم ادامهتحصیل، فرزندآوری و فرزندپروری، عزیمت به خارج از کشور و تغییر مذهب همسر و پیوستن وی به گروههای افراطی و فرقة وهابیت تا طلاق و دوری اجباری از پسرش ادامه میدهد. بیتانه ضمن شرح جزئیات پُرپیچوخم این زندگی، به طور ضمنی به مفهومسازی دانش و تجارب آکادمیک خود دربارة اختلال وسواس فکریعملی، و اختلالات همبود آن نظیر افسردگی و اضطراب همسرش پرداخته است. مقالة پیش رو با تکیه بر ضرورت درک اهمیت رویکردهای میانرشتهای در مطالعات خودزندگینگاری در ایران، و با هدف بازشناخت نقش مؤلفههای شخصیتی و اختلالات روانی به منزلة یکی از زمینههای اساسی گرایش به خشونتورزی دینی، به تعیین ریشههای باورمندی مسلکهای افراطگرایانه و اختلالات شخصیتی و فهم زمینههای مشترک این هر دو اختلال نظر دارد.