سنجش و تحلیل سطوح توسعه‌یافتگی نواحی روستایی استان کردستان با استفاده از مدل تحلیل خوشه‌ای

نویسندگان

1 مسئول مکاتبات

2 ندارد

doi
چکیده

مقدمه و هدف پژوهش: هدف کلیه‌ی برنامه‌ریزی‌ها، دستیابی به توسعه‌ی مطلوب و برقراری تعادل است و نخستین گام در هر فرایند برنامه‌ریزی، به طور اعم و برنامه‌ریزی منطقه‌ای به طور اخص، شناخت و درک وضع موجود است که این شناسایی، مستلزم تفکیک منطقه‌ی مورد مطالعه به نواحی برنامه‌ریزی و سنجش هر ناحیه با شاخص‌های توسعه (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، بهداشتی و...) و تجزیه‌ی و تحلیل و رتبه بندی هر ناحیه به لحاظ برخورداری از مواهب توسعه می‌باشد روند توسعه‌ی استان کردستان و زیرساخت‌های آن، در اثر برنامه‌ریزی‌های نامطلوب و متمرکز گذشته، تعادل توسعه را در سطح نواحی روستایی[i] با مشکلاتی روبرو کرده است. به منظور حل مسائل ناشی از عدم تعادل‌های بخشی، گام نخست شناخت و سطح بندی روستاها در قالب تقسیمات سیاسی بخشی (از نظر برخورداری در زمینه‌های آموزشی- فرهنگی، زیربنایی و ارتباطات، فضایی - کالبدی، بهداشتی- درمانی، اقتصاد و خدمات و...) است و اقدام بعدی ارائه راه کارهای مناسب، جهت برقراری و حفظ تعادل بخش‌ها است روش پژوهش: در پژوهش حاضر، روش کار ترکیبی از روش‌های اسنادی، تحلیلی است. در این مطالعه با استفاده از منابع آماری 18 شاخص در پنج حوزه‌ی آموزشی- فرهنگی، زیربنایی و ارتباطات، فضایی - کالبدی، بهداشتی درمانی، اقتصاد و خدمات استخراج و در خصوص نقاط روستایی 26 بخش استان کردستان مورد مطالعه قرار گرفتند؛ و در تجزیه‌ی و تحلیل، تکنیک‌های آماری Z-score و روش تحلیل خوشه‌ای (clustering analysis) بکار گرفته شده‌اند. یافته‌ها: بر اساس یافته‌های پژوهش، در سطح توسعه‌یافتگی بخش‌های استان کردستان، تفاوت‌ها و نابرابری‌هایی وجود دارد، به طوری که نواحی روستایی هفت بخش در سطح (توسعه یافته)، هفت بخش در سطح (نسبتاً یافته)، شش بخش در سطح (کمتر توسعه یافته) و شش بخش در سطح محروم قرار دارند؛ لذا پیشنهاد می‌گردد جهت رفع عدم تعادل‌ها، اولویت برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری با نواحی روستایی بخش‌های محروم (آلوت، سرشیو مریوان، زیویه، ننور، نمه شیر) باشد. [i] طبق ماده 4 قانون تقسیمات کشوری، هر شهرستان به چندین بخش و هر بخش به چندین دهستان تقسیم شده است