بررسی روابط بینامتنی در نمایشنامة بایستی دریا را یافت و منطقالطّیر عطّار
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فرانسه، داﻧﺷﮑده زبانها و ادﺑﯾﺎت ﺧﺎرﺟﯽ داﻧﺷﮕﺎه تهران، تهران، اﯾران
2 گروه زبان و ادبیات فرانسه، داﻧﺷﮑده زبانها و ادﺑﯾﺎت ﺧﺎرﺟﯽ داﻧﺷﮕﺎه تهران، تهران، اﯾران
doi
10.22059/jor.2023.353144.2380چکیده
نمایشنامه بایستی دریا را یافت از ژان-پیر اسپیلمون در زمرة اقتباس های موفق از منطق الطّیر عطّار است. اسپیلمون در این بازآفرینی سعی نموده تا در عین وفاداری به چارچوب اصلی منظومه عطّار، تغییرات قابل توجّهی را با در نظر گرفتن الزامات نمایشی در آن انجام دهد. از جمله دگرگونیهای مهمی که در این اثر شاهد آن هستیم، تغییر در تعداد وادیهای سلوک، حذف و تقلیل تعداد مرغان سالک و نیز تحوّل در دلالتهای شخصیت سیمرغ میباشد. به بیان دیگر، اسپیلمون بنابر دیدگاه ناسوتی و جهاننگری ویژه خویش اثری متفاوت و مطابق با سلیقه مخاطبان معاصر ارایه داده است. در این پژوهش با توجه به نظریه بینامتنیت ژرار ژُنِت، درصدد بررسی و پاسخ به این پرسشها هستیم که نمایشنامهنویس فرانسوی تا چه حد موفّق به انتقال پیام جهانشمول اثر عطّار در قالب یک نمایشنامه بوده است؟ و بنیان های اصلی داستان سفر مرغان دستخوش چه تحوّلات جدید و نوینی شده است؟