تحلیل نابرابریهای بین نواحی شهری بر اساس شاخصهای اجتماعی، اقتصادی و کالبدی با استفاده از مدلهای کمی و آمار فضایی (نمونه موردی: شهر مهاباد)
نویسندگان
1 گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهرانmirabadi1985@gmail.com
2 هیت علمی دانشگاه ازاد اسلامی تهران مکز و استاد دانشگاه گروه جغرافیا واحد علوم و تحقیقات
3 استاد گروه جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران
doi
چکیده
مقدمه و هدف پژوهش: توجه به جنبههای ساختار فضایی شهر از حیث برخورداری از شاخصهای مختلف بسیار ضروری است زیرا ساختار فضایی شهر دارای سیستمی منسجمی است که از اجزا و عناصر گوناگون تشکیل شده است که ناپایداری هر کدام از این عناصر، بر کل مجموعه و ساختار شهری تاثیرگذار است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر، سنجش عدالت فضایی و الگوی توزیع شاخصهای فضایی و مشخص کردن میزان تمرکز در شاخصهای مذکور است. روش پژوهش: روش تحقیق حاضر توصیفی- تحلیلی است. در این پژوهش با بکارگیری شاخصهای جمعیتی- اجتماعی، اقتصادی و کالبدی و همچنین مدل ویکور، مدل تحلیل خوشه ای، ضریب جینی و ضریب موران به رتبه بندی و سطح بندی نواحی شهری و همچنین سنجش میزان تمرکز و خودهمبستگی فضایی در شهر مهاباد در سال 1394 پرداخته شده است. یافتهها: یافتههای حاصل از مدل و یکور نشان داد که در مجموع بیشتر نواحی شهری مهاباد با توسعه نیافتگی یا توسعه نه چندان مطلوب روبرو هستند. در ادامه با استفاده از ضریب جینی و ضریب موران مشخص شد که در شاخصهای تاسیسات و خدماتی شهری بیشترین تمرکز را شاهد هستیم به طوریکه این تمرکز با خود همبستگی فضایی چندانی روبرو نیست زیرا در بیشتر موارد توزیع شاخصها تنها در یک ناحیه خاص متمرکز بوده نه در چند ناحیه مجاور. نتیجه گیری: مشخص شد که در بیشتر موارد کانونهای برخودار در شمال و شمال غربی شهر و کانونهای محروم در جنوب شهر مهاباد مشاهده میشوند؛ لذا توجه به کاهش نابرابریها و حرکت به سوی توسعه متوازن در زمینه تاسیسات و خدمات شهری باید در اولویت برنامه ریزی و مدیریت شهری قرار بگیرد.