واکاوی سیمای عاشق و معشوق در نسخة ‌خطی دورة قاجار(مطالعة موردی: مراسلات عاشق و معشوق ستمگر 1309 ق.)

نویسندگان

1 دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران

doi
10.30495/noskheh.2022.693720
چکیده

عشق، وصف ‌حال عاشق و توصیف سیمای معشوق از زبان عاشقی راستین، سه مؤلفة اساسی ادبیات غنایی است که شاعران و نویسندگان از دیرباز کوشیده‌اند با زبانی ادبی و لحنی غنایی نگرش‌های خود را بیان و سیمای مطلوبی از این سه محور ترسیم کنند. فن ترسل در شناساندن این مضامین سه‌گانه و سیر تحوّلات فرهنگی، ادبی و زبانی آن در ادوار تاریخی نقش مهمی دارند؛ زیرا از یک‌سو این فن، سیر تحولّات فرهنگی ادبی و زبانی را در ادوار تاریخی بازمی‌نمایاند و ازسوی دیگر، یک سبک نوشتاری ارتباطی در بازشناساندن احوالات، حالات و آلام درونیِ ادبیات ملّت‌هاست. مراسلات عاشق و معشوق ستمگر (309 ق.) یکی از مراسلات دورة قاجاری است که با سی و یک نامة عاشقانه و با زبانی ادبی و غنایی تحریر شده و سخن عشق، بن‌مایة اصلی آن است. در این پژوهش، با روش تحلیل محتوا در یک مقدمه و دو گفتار آشکار می‌شود که رمز ماناییِ متونی مانند مراسلاتِ عاشق و معشوقِ ستمگر، تنها توصیف کلیشه‌ای از زیبایی ِظاهری معشوق نیست؛ بلکه عاشق و معشوق با اوصافی چندلایه و متضاد در تلاش‌اَند تا در گذر از وادیِ عشق، خود را به‌ جوهرة صفاتِ نیکِ انسانی و فضایل‌ اخلاقی بیارایند و در این راه، آزادی، آرامش و پند و اندرزهای معشوق در جوابیه‌ها همچون چراغِ راه عاشق است.