بینامتنیت در تصحیح انتقادی نسخ خطی تفاسیر عرفانی سورة یوسف (ع) نمونه موردی: بحر المحبه فی أسرار الموده

نویسندگان

1 استادیار گروه ایران شناسی و اسلام شناسی، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران

doi
10.30495/noskheh.2022.703583
چکیده

کاربست مفهوم بینامتنیت، در فهم و نقد متون عرفانی و حتی تصحیح آن‌ها ظهوری گسترده دارد. به‌طور خاص با توجه به ارتباطات عمیق و گسترده میان تفاسیر عرفانی سورة یوسف(ع) در سنت تفسیرنگاری سده های متقدم، درک این روابط در خوانش درست و گره گشایی از برخی مشکلات این متون و برگزیدن ضبط های مرجّح، اهمیت و جایگاهی ویژه دارد. این مقاله به روش تحلیل محتوا، با هدف تأکید بر این مسئلة جدی در ارائة نسخه های موجود از تفاسیر عرفانی سورة یوسف (ع) انجام شده است و می‌کوشد با ذکر نمونه و مثال نشان دهد چگونه می توان با دیدگاه بینامتنی در بستری از پیش متن‎ها و پس متن های قصة یوسف(ع) در ادبیات عرفانی، برای فهم بهتر متن و رفع دشواری ضبط های غلط و مغشوش گام برداشت و از این طریق به هدف اصلی تصحیح، یعنی دستیابی به متنی اصیل تر نزدیک شد؛ برای نمونه، در تصحیح بحر المحبه فی اسرار الموده، یکی از تفاسیر عرفانی سورة یوسف(ع) به زبان عربی از مؤلفی نامعلوم است که احتمالاً در قرن نهم هجری شکل گرفته است؛ بررسی تطبیقی سایر تفاسیر موجود و درک ارتباط میان آن‌ها به گشایش برخی گر ه های متن می‌انجامد. در پاسخ به این پرسش که به‌طور خاص توجه به این رویکرد در تصحیح بحرالمحبه چگونه به رفع مشکلات فهم آن کمک می کند می توان به برگزیدن ضبط‌های مرجَّح در نام برخی شخصیت های قصه ـ مانند نام خواهر یوسف نبی (دینه)، نام زلیخا (طیموس)، نام رقیب زلیخا (قارعه) ـ تعیین برخی شخصیت های اصلی در حکایات تاریخی و عرفانی ـ مانند علیان مجنون/ بهلول، عثمان بن عفّان/ عثمان بن مظعون ـ فهم درست برخی احادیث نبوی و اقوال و روایت های عرفانی مانند حدیث فراست و همچنین انتخاب دقیق ضبط برخی واژه ها و شناخت افتادگی ها اشاره کرد.