سنجش میزان بهرهمندی شهروندان از حق بر شهر(نمونه موردی: شهر قزوین)
نویسندگان
1 گروه شهرسازی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران
2 گروه شهرسازی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران
3 استادیار گروه شهرسازی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران.
doi
10.30495/ums.2022.20840چکیده
مقدمه و هدف پژوهش: حق بر شهر، مفهوم و چشماندازی اصولی به منظور تدوین مبانی حق و عدالت در شهرهای معاصر، فراخوانی چالش برانگیز برای به چالش کشیدن مفاهیم بنیادین حقوق و مزایای شهروندان شهری، به عنوان نماد و آرمان حقوق بشر، در میان جوامع شهری تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی ابعاد حق برشهر به میزان بهرهمندی شهروندان از آن، به تفکیک نواحی میپردازد. روش پژوهش: حجم نمونه 390 نفر از شهروندان در شهر قزوین و انتخاب نمونه با نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای توام با طبقه بندی صورت گرفته است. برای این منظور از روش آماری رگرسیون ترتیبی و با در نظر گرفتن مؤلفههای تأثیر گذار بر حق بر شهر و آزمون کروسکال والیس به منظور مقایسه نواحی در نرم افزارR استفاده گردید. یافتهها: نتایج نشان میدهد حق آسودگی فیزیکی بیشترین تاثیر و حق تولید و تکوین فضا کمترین تاثیر در میزان رضایتمندی را داراست. نتیجه گیری: میتوان اینگونه تحلیل کرد که ساکنان شهر قزوین از کیفیت فضاهای شهری رضایت ندارند و سنجش این میزان از نارضایتی و توزیع میزان رضایت به منظور اولویت بندیها در اصلاح فضاها در شهر از اهمیت بالایی در راستای افزایش میزان رضایت از حق بر شهر دارد، کمترین تاثیر نیز از بعد حق تولید و تکوین فضا بدست آمده که مشخصا به دلیل عدم آگاهی شهروندان از حقوق خود و نحوه مطالبه آن نشات میگیرد. همین طور میتوان نتیجه گرفت که بین رضایتمندی از حق بر شهر در نواحی مختلف، اختلاف معنیداری وجود دارد.