دیوانگی و دیوانه نمایی در ادبیات عرفانی
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی زنجان
doi
چکیده
عشق و محبّت و زیبایی؛ یکی از دغدغههای همیشگی بشر بوده و درگیریهای دنیایی و فکری با آن داشته است. این موضوعات اساسی، در عرفان نیز تبلور خاصی یافتهاند تا آنجا که به عنوان یکی از بحثهای عرفان در شاخههای گوناگون آن مطرح گردیدهاند. عشق به معشوق، مستغرق شدن در جمال بیپایان نگار ازلی و سر کشیدن جرعهای شراب نام محبّت یار، حالتی به عاشق میدهد که او را از وادی عقل وهوشیاری به صحرای بیکران جنون و سرگشتگی میکشاند و به اصطلاح متصوفه، او را از «صحو» به «سکر» رهنمون میگردد و در بیخودی و مستی و دیوانگی از اثر می ناب وحدت، خود را بیگانه مییابد و رفتار و کرداری از او سر میزند که از عقل بشری و هوشیاری دنیوی به دور است و به حالات مجانین نزدیکتر است و همین امر، باعث به وجود آمدن حالات و کرداری میشود که بیشتر کاویده خواهد شد. این مجانین و مستان الهی در پناه این بیخودی و جنونشان، به زیباترین و نابترین ارتباط معنوی و درونی با معشوق یکتای ازلیشان میرسند و چنان به پختگی میرسند که از خودیِ خودشان اثری نمیماند و آنچه برجا میماند فقط «او»ست و لاغیر...