نوسازی و گفتمان فرهنگی - مذهبی در دو دهه پایانی عصر پهلوی دوم
نویسندگان
1 دکتری، گروه علوم سیاسی، گرایش مسائل ایران، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.
2 استاد، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.
doi
10.22034/sej.2019.670178چکیده
هدف پژوهش حاضر واکاوی نقش فرایند نوسازی در سقوط سلسلۀ پهلوی از منظر فرهنگی – مذهبی بود.روند نوسازی و گفتمان فرهنگی - مذهبی در عصر پهلوی دوم، جنبش انقلابی مذهبی ضد نوسازی حکومت، مجادله بر سر وجوه دین و رابطه آن با قدرت و کنشهای ایدئولوژیک رژیم پهلوی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی انجام شد، نشان دادعلت سقوط سلسله پهلوی، ریشههای قومی و مذهبی جامعه، نادیده گرفتن قدرت روحانیون و اثرپذیری فرهنگی از روحانیت بود، که برنامههای نوسازی حکومت هم نتوانست در بین آنها طرفدارانی بیابد.در مجموعنوسازی و مدرنیزاسیون متاثر از الگوهای غربی و متکی به سیاستهای آمرانه محمدرضا شاه پهلوی از دهه 40 شمسی به بعد، نگرانی فزاینده گروهها و اقشار مدافع فرهنگ و سنت اسلامی را برانگیخت و موجب انقلاب شد.