دولت «مقتدر مشروطه» در اندیشه ملکالشعراء بهار
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اهواز، اهواز، ایران.
2 استادیار، گروه علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اهواز، اهواز، ایران
3 استادیار، گروه علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اهواز، اهواز، ایران.
4 استادیار، گروه علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اهواز، اهواز، ایران.
doi
10.22034/sej.2020.1896506.1234چکیده
وضعیت آشفته و بحرانی ایران پس از مشروطه که از جنگ و بیثباتی سیاسی ناشی میشد، موجب گردید تا ایدۀ دولت مقتدر پررنگ شود. بسیاری از نخبگان سیاسی و فکری آن زمان با درک شرایط بحرانی، این ایده را دنبال کردند و با ایدۀ دیکتاتوری منوّر راه را برای حکومت رضاخان باز نمودند. ملکالشعراء بهار از جمله کسانی بود که نخستینبار این موضوع را مطرح کرد. در این راستا، پژوهش حاضر، با بهرهگیری از روش هرمنوتیک قصدگرای اسکینر، این موضوع را مورد بررسی قرار داد. هدف این پژوهش، فهم اندیشۀ بهار دربارۀ دولت مقتدر و تمایز آن با ایدههای رایج در سالهای پایانی عصر قاجار بود، مبنی بر اینکه که بهار حاضر نبود دولت مقتدر را بدون مبانی اساسی مشروطه، یعنی آزادی، عدالت و وجود مجلسی قوی بپذیرد. انگیزۀ بهار در گرایش به ایدۀ دولت مقتدر چه بود؟ و با توجّه به نیّت اصلی بهار یعنی استبدادستیزی، برداشت او از دولت مقتدر چه تفاوتی با برداشت روزگار خود داشت؟ سوالات اصلی پژوهش هستند. در فرضیۀ نخست، مهمترین انگیزۀ بهار در گرایش به ایدۀ دولت مطلقه تأمین مصلحت کشور بود. همچنین بهار با در نظر داشتن اساس مشروطیت در حکومت مقتدر مدّ نظرش، ایدۀ دولت مقتدر مشروطه را دنبال میکرد.