بررسی روابط گروه بریکس و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه علوم سیاسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.
3 استادیار گروه علوم سیاسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
4 استادیار گروه علوم سیاسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
doi
10.22034/sej.2020.1915033.1273چکیده
هدف پژوهش حاضر تبیین روابط بریکس و اعضای آن با جمهوری اسلامی ایران است. پژوهش بر این فرض استوار است که روابط گروه بریکس با جمهوری اسلامی، در چارچوب روابط ایران با اعضای آن تعریف میشود. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و نتایج حاکی از آن است که به نظر نمیرسد که گروه بریکس، علیرغم اینکه با یکجانبهگرایی ایالات متحده مخالف است، منابع کافی داشته باشد و یا بتواند اثرات تحریمهای آمریکا بر ایران را تا حد مورد انتظار ایران کاهش دهد. در میان کشورهای بریکس، روسیه به طور غیرمستقیم از تحریمهای ایران سود میبرد و ناتوانی ایران در تولید بیشتر گاز طبیعی و ناتوانی مالی و فناوری ایران در تکمیل پروژههای انرژی در آینده نزدیک، باعث ایجاد بازار منطقهای و جهانی به نفع روسیه و به ضرر ایران خواهد شد. از طرف دیگر اعضای بریکس، برنامههای بلندمدتی برای جلوگیری از یکجانبهگرایی امریکا دارند و این در حالی است که روابط سیاسی-اقتصادی خود را با امریکا قطع نکرده و ساختار نظام بینالملل را به چالش نکشیدهاند. کما اینکه براساس رهیافت سازهانگاری، برای کسب منفعت بیشتر کشورها در نظام بینالملل، باید هنجارهای این ساختار را کارگزاران، رعایت کنند؛ چه اینکه سازهانگاران بر این اعتقادند که سیاست خارجی کشورها و نزدیکی روابط آنها در ساختار بینالملل، بنا به شباهت رویهای که پیش گرفتهاند، شکلی جدی میگیرد. روشن است که اعضای بریکس، این مهم را در خاطر دارند و به همین علت، حاضر به جنگ ایدئولوژیک با امریکا در ساختار بینالملل نخواهند شد. از این جهت نمیتوان تاثیراتی ماورائی و آرمانی در خصوص بریکس بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی متصور شد.