وابستگی¬های فضایی شهر و روستا و تاثیر آن بر برنامه¬ریزی شهری (مطالعه موردی شهر ملایر و روستاهای پیرامون)
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد ملایر
2 عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی
3 گروه جغرافيا، واحد ملاير، دانشگاه آزاد اسلامي، ملاير، ايران
doi
چکیده
در دهههای اخیر، روابط میان شهرها و روستاها دستخوش تحولات عمیقی شده است؛ شهر ملایر بهعنوان دومین شهر پرجمعیت استان همدان، به دلیل موقعیت جغرافیایی، توانهای اقتصادی و تمرکز زیرساختهای خدماتی، در مرکز شبکهای از روستاهای پیرامونی قرار گرفته که به لحاظ عملکردی، وابستگیهای گوناگونی با آن دارند. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل این وابستگیهای فضایی و بررسی تأثیر آنها بر فرآیند برنامهریزی شهری ملایر انجام شده است. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی و دادهها به روش اسنادی و میدانی جمعآوری شده است. جامعه آماری شامل ساکنان شهر ملایر و چهار روستای منتخب اطراف آن (ازناو، نامیله، حاجیآباد، حرمآباد) و کارشناسان بود که با روش نمونهگیری تصادفی و متناسب با حجم جمعیت، ۷71 پرسشنامه گردآوری شد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهای محققساخته بود که روایی آن از طریق اعتبار محتوا و نظرات متخصصان، و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ (887/۰) تأیید شد. برای تحلیل دادهها از آزمون t تکنمونهای، تحلیل واریانس، ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردید. یافتهها نشان داد که وابستگیهای فضایی میان شهر ملایر و روستاهای پیرامون، عمدتاً در چهار بعد اصلی نمود دارد: خدمات عمومی، زیرساختهای اقتصادی، تعاملات اجتماعی و فرهنگی و دسترسی فضایی؛ بیشترین وابستگی به ملایر، در زمینه استفاده از خدمات عمومی (آموزشی و درمانی) مشاهده شد؛ بهطوری که بالای ۷۵٪ پاسخدهندگان روستایی از امکانات شهری استفاده میکردند. همچنین، تمایل به مهاجرت از روستا به شهر، در روستاهایی که زیرساختهای محلی ضعیفتری داشتند (مانند نامیله و حاجیآباد) بیشتر بود.