نظریه حاکمیت سیاسی ولی فقیه در اندیشه فقهی ملااحمد نراقی
نویسندگان
1 استادیار، گروه معارف، واحد سراب، دانشگاه آزاد اسلامی، آذربایجان شرقی، ایران
2 استادیار، گروه معارف، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران.
doi
10.22034/sej.2021.1933009.1344چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی نظریه حاکمیت سیاسی ولی فقیه در اندیشه فقهی ملااحمد نراقی در کتاب عوائد الایام ایشان است. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی بوده و نتایج نشان داد که ملااحمد نراقی، نخستین فقیهی است که نظریه ولایت فقیه را به صورت جدی و اصولی مورد نظریهپردازی قرار داده و از ولایت همهجانبه و تکفّل قدرت توسط فقیه در عصر غیبت بحث نموده است. بنابراین، آنچه نراقی را به عنوان یک فقیه، یگانه و منحصر به فردی میسازد، ادعای او در طرح و تدوین نظریه ولایت فقیه در معنای کشورداری و زمامداری سیاسی است. نراقی در بیان ابعاد گوناگون نظریه ولایت فقیه و اقامه دلیلهای آن، از فقها و مجتهدان پیشین سبقت گرفت و به نظریه سیاسی شیعه، فزونی و جلوهای خاص و تازه بخشید. بدین ترتیب، دیدگاه نراقی از حاکمیت سیاسی ولی فقیه در نوع خود حرکتی نو در عرصه فقه به وجود آورد و ولایت فقیه، ساختاری نوین پیدا کرد و به تدریج به نظریه مسلّط و رایج در مباحثات فقها در حوزه اندیشه سیاسی تبدیل گردید. بنابراین، هرچند طرح نظریه حاکمیت سیاسی ولی فقیه در دوره قاجاریه از سوی ملااحمد نراقی بیشتر جنبه نظری و آرمانی داشت، ولی در دورههای بعدی به تاثیرگذارترین باور سیاسی تبدیل شد که پیروزی انقلاب اسلامی 57 ایران، تبلور چنین نگرشی در فقه سیاسی شیعه بود.