درآمدی نظری بر علل شکلگیری منازعات سیاسی با تأکید بر نقش نظامهای سیاسی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه علوم سیاسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران.
2 استادیار گروه علوم سیاسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
3 استادیار، گروه علوم سیاسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران.
doi
10.22034/sej.2022.1959700.1466چکیده
اگرچه پیدایش حکومتها تبلور اراده مردم، و بقای آنها در گرو رضایت مردم است؛ اما بروز منازعه میان طرفین این تعامل نیز همواره امری اجتنابناپذیر بوده است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر تبیین آن دسته از رفتارهای حکومتها بهعنوان طرف قویتر این تعامل است که بروز آنها باعث شده منازعات سیاسی ایجاد شوند و بقای حکومتها را با چالش مواجه نمایند. بهمنظور حصول به هدف پژوهش، با روش توصیفی-تحلیلی و با بهرهگیری از مستندات تاریخی و مصادیق عینی، آن دسته از علل شکلگیری منازعات سیاسی که ریشه در رفتار حکومتها دارند، شناسایی گردید. پژوهش بر این فرضیه استوار است که اختلال در تأمین نیازهای اساسی، باورها و رفتارهای غیرعقلایی و عدم موازنه قدرت، بهعنوان علل اصلی بروز منازعات سیاسی است. براساس نتایج بدست آمده، بهنظر میرسد سرچشمه آغاز منازعات میان مردم و حکومت وجود یا احساس بیعدالتی باشد. همچنین، در نظام قدرت یکطرفه که هم حکومت بهعنوان طرف قدرتمند و هم مردم بهعنوان طرف ضعیف درصدد دستیابی به منابع کمیاب هستند، معمولاً طرف قدرتمند با استفاده از تواناییهای خود، در جهت ایجاد نظام سلطه گام برمیدارد. در مقابل، مردمی که از اطاعت صِرف به تنگ آمدهاند، همواره مترصد فرصت هستند که به هر نحو ممکن، این سلطهجویی را نفی کنند. در مجموع، بهنظر میرسد تعلل حکومت در رفع مشکلات مردم، هنگامی که قرار است تصمیمی بگیرد که نارضایتیهای اجتماعی را کاهش دهد، یا مزایای بیشتری برای مردم فراهم آورد، میتواند باعث انباشت تدریجی گروههای ناراضی در جامعه و بروز منازعات سیاسی بازگشتناپذیر شود. بهنظر میرسد گام نخست برای کنترل منازعات سیاسی توسط حکومتها، از بین بردن احساس بیعدالتی در جامعه باشد، که با تأمین نیازهای اساسی و معیشتی مردم، محقق خواهد شد. در گام بعدی، حکومتها باید بر افزایش مشروعیت خود متمرکز شوند، که اقتضای این امر ایجاد آزادی، در کنار حفظ شأن خود و پرهیز از اعمال خشونت است. در نهایت، حکومتها برای جلوگیری از بروز منازعات باید از انباشت تدریجی نارضایتیها در سطح جامعه ممانعت کرده و انرژی مردم را بهسوی فعالیتهای مشارکتی هدایت کنند؛ این امر نیز منوط به انجام بهینه کارویژه حکومت، یعنی خدمت به مردم است.