دگرگونی و هوشمندسازی استراتژی قدرت نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس (2001-2022)
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی و روابط بینالملل، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دکتری، گروه علوم سیاسی و روابط بینالملل، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 دانشیار، گروه علوم سیاسی و روابط بینالملل، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22034/sej.2023.1960452.1471چکیده
پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این پرسش است که دگرگونی و هوشمندسازی استراتژی قدرت نظامی آمریکا در منطقه خلیجفارس از سال 2001 میلادی تاکنون، به چه صورت انجام شده است؟ پژوهش بر این فرضیه استوار است که نتایج و هزینههای هنگفت استراتژیهای نظامیمحور آمریکا در دوره جورج دبلیوبوش، متأثر از قدرت سخت، رؤسای جمهور بعدی این کشور را بر آن داشت تا با پیگیری استراتژی قدرت هوشمند، به موازات حضور نظامی، با ابزارهایی چون، دیپلماسی، تجارت، کمکهای خارجی و گسترش ارزشها، به بازسازی چهره مخدوش آمریکا در منطقه خاورمیانه و خلیجفارس اقدام نمایند. روش پژوهش تحلیل محتوا بوده و نتایج نشان داد که پیامدهای مداخلات نظامی آمریکا در منطقه خلیجفارس، محدودیتهای استراتژی قدرت سخت واشینگتن را در دوره دولت بوش نمایان نمود. از اینرو، باراک اوباما و رؤسای جمهور بعدی این کشور، بر بهرهگیری همزمان از گزارههای قدرت سخت و قدرت نرم، تحت عنوان قدرت هوشمند تاکید داشتهاند. هرچند رویکرد آنها با یکدیگر متفاوت بوده است، اما در مجموع مهمترین هدف هوشمند و مشترک رؤسای جمهور آمریکا در منطقه خلیجفارس، تغییر شکل هوشمندانه موازنه قدرت در این منطقه به سود آمریکا و به ضرر ایران، با ایجاد مشارکت اسرائیل و کشورهای عربی منطقه، به خصوص عربستان و امارات بوده است.