جریانهای مقاومت در غرب آسیا و چالش نقش رهبری ایران در محور مقاومت
نویسندگان
1 دانشجوی دوره دکتری، گروه علوم سیاسی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
2 استادیار، گروه روابط بینالملل، دانشگاه امام صادق(ع)، تهران، ایران.
3 استاد گروه علوم سیاسی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران
doi
10.22034/sej.2023.1975908.1527چکیده
این پژوهش، با بهرهگیری از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی، با رویکرد مسئلهمحور به ماهیت ایجابی و ایدئولوژیک انقلاب اسلامی در منطقه غرب آسیا به عنوان یک پدیده خاص نظر افکنده است؛ زیرا توانسته با این ماهیت به عنوان یک الگوی هویتبخش برای دولتها و گروههای محور مقاومت مبدل گردد. در این پژوهش از رویکرد پژوهش توسعهای بهره گرفته شده است؛ چراکه محور مقاومت، یک اتحاد امنیتی نانوشته میان جریانها، گروههای مقاومت شیعی و غیرشیعی در غرب آسیا و فرامنطقه بوده، که با هدف مبارزه با رژیم اسرائیل و سلطه غرب در منطقه خاورمیانه، به دفاع از آزادی فلسطین روی آورده است. انقلاب اسلامی ایران در آغازین روزهای پیروزی انقلاب با نفی غرب و شرق، داعیه تشکیل حزب مستضعفین با حضور تمامی ستمدیدگان را جهان را مطرح نمود و در جایگاه الگوی الهامبخش برای مسلمانان مبارز قرار گرفت. در همین راستا است که کشوری مانند عربستان، که دنبال گسترش ایدئولوژی وهابیت و رهبری جهان عرب است، ایران را متهم به صدور انقلاب و تلاش برای سرنگونی دولتهای منطقه کرده و همسو با غرب سعی میکند، ایران را تهدیدی برای کشورهای منطقه، و گسترش نفوذ در چهار پایتخت (بیروت، دمشق، بغداد و صنعا) معرفی نماید. از طرف دیگر رژیم صهیونیستی در تلاش است، با ایجاد روابط دوستانه با کشورهای همسایه ایران، ضمن اجرای پروژه ایران هراسی، در مرزهای غربی ایران با نفوذ در ترکیه و عراق، و در مرزهای شمالی با نفوذ در آذربایجان و آسیای مرکزی و در مرزهای جنوبی با نفوذ در کشورهای خلیج فارس به ویژه قطر، ایران را به محاصره خود درآورد، تا از قدرت تأثیرگذاری ایران در رهبری محور مقاومت بکاهد.