الگوی راهبردی روابط ایران و حکومت دوم طالبان
نویسندگان
1 استادیار، گروه علوم سیاسی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه علوم سیاسی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
doi
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی الگوی راهبردی روابط ایران و حکومت دوم طالبان است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و نتایج نشان داد که در طول سالهایی که از عمر حکومت دوم طالبان میگذرد، جمهوری اسلامی ایران هنوز طالبان را به رسمیت نشناخته است و دو طرف درباره مسائل مهمی مانند نوع و الگوی حکومت فراگیر در افغانستان، ادعاهای مرزی، حقابه هیرمند، ورود بیرویه پناهندگان افغان، قاچاق اسلحه و مواد مخدر، افراطگرایی و حمله به شیعیان، تفرقهگرایی، تضعیف زبان فارسی و بیثباتی داخلی در افغانستان با هم اختلاف دارند. اما براساس الگوی سوات، با وجود چنین تهدیدهایی، فرصتهای مهمی نیز در حوزه همکاریهای اقتصادی، اطلاعاتی، سازمانهای منطقهای، مبارزه با تروریسم و استفاده از پتانسیل مهاجران افغان برای جمهوری اسلامی ایران وجود دارد. بهعلاوه وجود نقاط قوتی مانند فرهنگ غنی و مشترک با ایران، منابع و معادن زیرزمینی، گفتمان ضدسلطه، ژئوپلتیک منحصر به فرد، وجود قومیتهای هزاره و شیعیان و منابع و تسلیحات نظامی در افغانستان، به جمهوری اسلامی ایران این امکان را میدهد تا ضمن رعایت موازنه میان نقاط قوت و ضعف، از الگوی سوات سود برده و چهار استراتژی را برای تدوین و تنظیم سیاست خارجی با حکومت دوم طالبان اتخاذ کند. از میان چهار استراتژی طرح شده، استراتژی اول و سوم به جمهوری اسلامی ایران کمک کند تا روابط مطلوبی با طالبان داشته باشد، اما استراتژی دوم و سوم هم این خصیصه را دارد که ایران را از تهدیدات طالبان آگاه کرده و تهران با علم و تکیه بر واقعیتهای موجود میتواند مناسبات خود را با طالبان طراحی و اجرا کند.