تغییر موازنه بازدارندگی هستهای پس از عملیات وعده صادق (1و2)
نویسندگان
1 واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 موسسه آموزش عالی آیندگان، تنکابن، ایران
doi
چکیده
عملیات وعده صادق (1 و 2) توسط جمهوری اسلامی ایران بر علیه رژیم صهیونیستی برای اولین بار در 50 سال گذشته اتفاق افتاد. این حمله دارای اهمیت تاریخی بوده و پس از جنگ جهانی دوم بیسابقه است. اهمیت این عملیات و حمله زمانی خود را نشان میدهد که براساس نظریه بازدارندگی هستهای، کشوری که دارای قدرت اتمی بوده از مصونیت برخوردار است. ایران با حمله مستقیم به رژیم صهیونیستی، بازدارندگی هستهای این رژیم را زیر سوال برده است. این در حالی است که این بازدارندگی بارها در طول یک سال اخیر با حملات گروههای مقاومت ازجمله عملیات طوفان الاقصی، حملات موشکی و پهپادی حزبالله، حملات پهپادی انصارالله یمن و مقاومت عراق به چالش کشیده شده است. اما عملیات وعده صادق (1 و 2) ویژگی که داشته است این است که توسط یک قدرت منطقهای که دارای دولت- ملت مستقل است، انجام شده و توانسته نظریه بازدارندگی را با چالش جدی مواجه سازد. روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی بوده و نتایج حاکی از آن است که، با توجه به ورود جمهوری اسلامی به منازعه و درگیری مستقیم با رژیم صهیونیستی، جمهوری اسلامی باید سطح بازدارندگی خود را تقویت نماید و به چالشهای داخلی کشور توجه ویژه نماید. لذا، پیروز نهایی در جنگهای جدید، قدرتی است که در جنگ ترکیبی پیروز شود و بتواند افکار عمومی خود را همراه کند و پشتوانۀ مردمی را تقویت نماید. لذا، در کنار افزایش قدرت نظامی، برد موشکی و حتی تجدیدنظر در سیاست هستهای، جمهوری اسلامی باید در اقتصاد، جهش علمی، تولید داخلی، رسانه، دیپلماسی و... افزایش قدرت داده و تابآوری خود را ارتقاء بخشد. لذا، آیندۀ قدرت با بازیگری است که بتواند بازدارندگی ترکیبی و هیبریدی ایجاد نماید.