جایگاه جنگهای نیابتی در رقابتهای جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی در یمن
نویسندگان
1 گروه روابط بینالملل، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 واحد تهران شرق، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 گروه روابط بینالملل، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
چکیده
ایران و عربستان بهعنوان دو کشور در منطقه هستند که قبل از انقلاب اسلامی بیشتر یک رقابت سیاسی داشتند، رقابتی که دو طرف سعی در کاهش تواناییهای یکدیگرداشتند، ولی بعد از انقلاب اسلامی و بهخصوص در سالهای اخیر، این رقابت بیشتر حالت امنیتی داشته است، رقابتی که یک بازی با حاصلجمع جبری صفر بوده است، که دوطرف درصدد حذف یکدیگر در مناطق مورد نفوذ یکدیگر بودهاند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر پاسخ به این سوال است که، جایگاه جنگهای نیابتی در رقابتهای منطقهای بین جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی در خاورمیانه و بهویژه در منطقه یمن کجاست؟ روش پژوهش توصيفي- تحليلي بوده و بر این فرضيه استوار است كه جنگهای نیابتی بین جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی در بستر تشدید فزاینده رقابت بین دو بازیگر در مناطقی مثل سوریه و یمن، رویارویی مستقیم آنها را کاهش داده است. در این تحقیق از چارچوب نظری تئوری توازن تهدید استفن والت استفاده شده است. نتایج نشان داد، رقابت منطقهای میان عربستان سعودی و ایران را میتوان یک رقابت فرقهای (سنّی در برابر شیعه)، قومی (عرب در برابر فارس)، ایدئولوژیک (متحدان آمریکا در برابر دشمنان آمریکا) و ژئوپلیتیک دانست. هر یک از این دو کشور خود را به طور طبیعی نهتنها رهبر منطقه خاورمیانه، بلکه رهبر تمام جهان اسلام میداند. این مسئله باعث شده تنش و جنگ نیابتی ایران و عربستان به اوج خود در دهههای اخیر برسد. براساس پیشفرضهای نظریه واقعگرایی تهاجمی، عربستان سعودی به دلیل هرج و مرج منطقهای خاورمیانه، عدم اطمینان در مورد نیّتها و انگیزههای ایران و همچنین برآورد مثبت از تواناییهای تهاجمی خود (توانایی سیاسی، اقتصادی و نظامی)، رویکرد سیاست خارجی تهاجمی را در برابر ایران در پیش گرفته است. بهرغم تفاوتهای زیادی که بین سیاست خارجی و منطقهای دو کشور عربستان سعودی و ایران وجود دارد؛ بروز جنگهای نیابتی از وقوع جنگ مستقیم بین آنها جلوگیری، و این رقابت بهجنگ مستقیم دو کشور منجر نشده است.