جنگ تحمیلی 12روزه و بازاندیشی در نظام امنیتی منطقه خلیجفارس
نویسندگان
1 دانشیار، گروه علوم سیاسی، دانشگاه آیتالله بروجردی، بروجرد، ایران
2 پژوهشگر پست دکتری، گروه علوم سیاسی، دانشگاه آیتالله بروجردی، بروجرد، ایران.
doi
چکیده
پژوهش حاضر در چارچوب نظری «مجتمع امنیتی منطقهای»، به بررسی تأثیر جنگ تحمیلی ۱۲روزه اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران در خرداد ۱۴۰۴ بر بازآرایی نظم امنیتی خلیج فارس میپردازد. هدف اصلی پژوهش واکاوی این مسأله است که چگونه یک منازعه کوتاهمدت اما پرپیامد، بهمثابه یک «شوک راهبردی»، موجب تغییر در برداشتهای امنیتی و بازتعریف جایگاه بازیگران منطقهای شده است. مسأله اصلی پژوهش آن است که: جنگ تحمیلی ۱۲روزه اسرائیل علیه ایران چگونه موجب بازاندیشی در نظم امنیتی خلیج فارس و تغییر در الگوهای همکاری و تهدید میان کشورهای عربی شده است؟ بر این اساس، فرضیه پژوهش بیان میکند که این جنگ با آشکارسازی ناتوانی الگوهای امنیتی پیشین و برجستهسازی تهدید هژمونیک اسرائیل، زمینهساز گذار به نظمی خودبنیاد با محوریت تعامل عملگرایانه با ایران شده است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و با اتکاء به منابع کتابخانهای و اسناد بینالمللی، تلاش شده است تا تحولات امنیتی منطقه در پرتو نظریه مجتمع امنیتی منطقهای تحلیل گردد. این چارچوب نظری امکان فهم چندلایهای از روابط دوستی و دشمنی، امنیتسازی و نقش قدرتهای فرامنطقهای در شکلدهی به نظم منطقهای را فراهم میسازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که جنگ ۱۲روزه موجب برجسته شدن رفتار توسعهطلبانه و غیرقابل پیشبینی اسرائیل از یکسو، و اثبات توان بازدارندگی ایران از سوی دیگر شده است. این تحول، محاسبات امنیتی کشورهای عربی خلیج فارس را به شکل بنیادین تغییر داده و ایران را نه بهعنوان یک تهدید ایدئولوژیک، بلکه بهعنوان یک بازیگر توازنبخش ضروری برای مهار هژمونی اسرائیل به رسمیت شناخته است. همچنین، این جنگ موجب افزایش توجه به خوداتکایی دفاعی، تنوعسازی روابط با قدرتهای بزرگ و شکلگیری گفتمانهای جدید پیرامون همکاری درونمنطقهای شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که نظم نوظهور امنیتی خلیج فارس نمونهای عینی از گذار از «امنیتسازی مبتنی بر دشمنسازی» به سمت «امنیتسازی مبتنی بر منافع ملی و ثبات جمعی» است. تثبیت این نظم نوین منوط به نهادینهسازی تعامل عملگرایانه و مشارکتجویانه با ایران در معماری امنیتی منطقه خواهد بود.