بررسی عملکرد دیپلماسی فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در آسیای مرکزی در ﭼﺎرﭼﻮب دﯾﭙﻠﻤﺎﺳﯽ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻃﯽ ﺳﻪ دﻫﻪ
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه علوم سیاسی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
2 گروه علوم سیاسی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
3 گروه علوم سیاسی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
doi
چکیده
دیپلماسی فرهنگی بهعنوان یکی از مؤلفههای قدرت نرم، در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران جایگاهی فزاینده یافته است. این نوع دیپلماسی بهویژه در مناطقی چون آسیای مرکزی، که از نظر تاریخی، زبانی و تمدنی دارای پیوندهای عمیقی با فرهنگ ایرانی–اسلامی هستند، ظرفیت بالایی برای توسعه نفوذ نرم جمهوری اسلامی ایران فراهم کرده است. این پژوهش با هدف بررسی عملکرد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی بهعنوان نهاد محوری دیپلماسی فرهنگی کشور، در منطقه آسیای مرکزی انجام شده است. سؤال اصلی تحقیق آن است که این سازمان تا چه اندازه توانسته است از طریق ابزارهای فرهنگی، به ارتقاء منافع ملی، ترویج ارزشهای انقلاب اسلامی، و تقویت هویت ایرانی–اسلامی در این منطقه بپردازد. روش تحقیق در این مطالعه کیفی و توصیفی–تحلیلی بوده و با استفاده از منابع اسنادی، گزارشهای رسمی، و دادههای میدانی و نیز مصاحبه با برخی از اندیشمندان و دیپلمات های حوزه آسیای مرکزی، به تحلیل سیاستها، برنامهها و خروجیهای فرهنگی این نهاد در کشورهای آسیای مرکزی (تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان) پرداخته است. نتایج نشان میدهد که سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در زمینههایی چون توسعه زبان فارسی، حمایت از نخبگان فرهنگی، تبادل علمی، برگزاری مناسبتهای فرهنگی–دینی، و ترویج گفتمان مقاومت و هویت اسلامی فعالیتهای متنوعی داشته است. با این حال، چالشهایی مانند محدودیتهای سیاسی داخلی کشورهای آسیای مرکزی، رقابت فرهنگی قدرتهای منطقهای و ضعف در ارزیابی عملکردها بر اثربخشی این دیپلماسی تأثیرگذار بودهاند. این نتایج بر لزوم بازتعریف استراتژیها، تقویت ظرفیت نهادهای فرهنگی، و استفاده از ظرفیتهای منطقهای در راستای افزایش تأثیرگذاری فرهنگی ایران در آسیای مرکزی تأکید دارد.