ایران و نظم نوین بین‌المللی: چالش‌ها و فرصت‌های بازتعریف جایگاه خود در معادلات اروپا و آمریکا

نویسندگان

1 گروه روابط بین‌الملل، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران

doi
چکیده

هدف پژوهش حاضر تبیین چگونگی بازتعریف جایگاه منطقه‌ای و جهانی ایران در بستر نظم نوین بین‌المللی است؛ نظمی که با افول نسبی هژمونی آمریکا، افزایش نقش قدرت‌های نوظهور، تشدید چندقطبی‌گرایی و بازآرایی الگوهای مشروعیت و حکمرانی جهانی شناخته می‌شود. این پژوهش می‌کوشد نشان دهد که ایران چگونه می‌تواند با اتکاء به ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی، انرژی‌محور، ترانزیتی و دیپلماتیک خود، در محیط جدید بین‌المللی نقش فعال‌تری ایفا کند و از وضعیت واکنشی به کنشگری چندسطحی گذار یابد. مسئله اصلی پژوهش آن است که ایران در شرایط گذار نظم بین‌المللی، به‌ویژه در نسبت با اروپا و آمریکا، چگونه می‌تواند جایگاه خود را بازتعریف کند و میان فرصت‌های ناشی از شکاف‌های درون‌غربی، نگاه به شرق و الزامات تعامل گزینشی با غرب تعادل برقرار سازد. پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و تحلیلی، بر پایه تحلیل اسناد رسمی، بیانیه‌های دیپلماتیک و ادبیات علمی انجام شده و از ترکیب چارچوب‌های نظری نوواقع‌گرایی ساختاری، موازنه تهدید و سازه‌انگاری بهره گرفته تا ابعاد ساختاری، ادراکی و هویتی سیاست خارجی ایران به‌صورت همزمان بررسی شود. یافته‌ها نشان می‌دهد که تحول در نظم جهانی برای ایران همزمان فرصت و تهدید ایجاد کرده است. مزیت‌های ژئوپلیتیکی، ظرفیت‌های انرژی، موقعیت ترانزیتی، امکان ایفای نقش میانجی‌گرانه در بحران‌های منطقه‌ای و قابلیت بهره‌گیری از واگرایی‌های اروپا و آمریکا از مهم‌ترین فرصت‌ها هستند. در مقابل، چندپارگی نهادی در سیاست خارجی، بحران اعتماد با غرب، تداوم تحریم‌ها، تصویر امنیتی‌شده ایران و وابستگی نامتوازن به شرق، از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌رو به‌شمار می‌روند. در نهایت، ارتقای جایگاه ایران در نظم نوین بین‌المللی تنها در صورت اتخاذ سیاست خارجی چندلایه، متوازن، هوشمند و واقع‌گرایانه امکان‌پذیر است. این امر مستلزم انسجام نهادی، بازسازی اعتماد، تقویت دیپلماسی عمومی، روایت‌سازی بین‌المللی و بهره‌برداری راهبردی از مزیت‌های ژئوپلیتیکی و اقتصادی کشور است. همچنین، موفقیت این فرایند به طراحی راهبردی پایدار، شناخت روندهای جهانی و تلفیق واقع‌بینی امنیتی با انعطاف دیپلماتیک وابسته خواهد بود.