چگونگی مدیریت گفتمانهای رقیب باهدف اجماعسازی در سپهر سیاست خارجی جمهوری اسلام ایران
نویسندگان
1 استادیار، گروه معارف، دانشگاه آیتالله العظمی بروجردی، بروجرد، ایران
2 استادیار، گروه معارف، دانشگاه آیتالله العظمی بروجردی، بروجرد، ایران
doi
چکیده
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران علیرغم قرار داشتن ذیل گفتمان کلان انقلاب اسلامی، همواره عرصه ظهور گفتمانهای رقیبی بوده که هر یک با مفصلبندی خاص خود از دالهای مرکزی استقلال، استکبارستیزی، عدالت و تعامل، رویکردهای متفاوت و گاه متعارضی را ارائه دادهاند. پژوهشهای موجود عمدتاً به «توصیف تفاوتهای گفتمانی» و تحلیل «چرایی» شکلگیری این گفتمانها پرداخته و از «چگونگی مدیریت» رقابت گفتمانی و سازوکارهای تبدیل تکثر به اجماع غفلت کردهاند. این مسئله هنگامی ضرورت مییابد که بدانیم فقدان مدلی مشخص برای مدیریت گفتمانهای رقیب، هزینههای ملموسی همچون نوسان در سیاست خارجی، کاهش پیشبینیپذیری و انسداد تصمیمگیری را بر سپهر دیپلماتیک کشور تحمیل میکند. پرسش محوری پژوهش این است که «گفتمانهای رقیب در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از چه سازوکارهایی برای تعامل با یکدیگر بهره میگیرند و فرایند اجماعسازی ذیل گفتمان کلان انقلاب اسلامی چگونه مدیریت میشود؟». این پژوهش با رویکرد کیفی و بهرهگیری از تحلیل گفتمان و تحلیل مضمون، مدلی تحلیلی برای فهم چگونگی انسجام سیاست خارجی ایران در عین تکثر گفتمانی ارائه میدهد. فرضیه پژوهش آن است که «مدیریت گفتمانهای رقیب در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نه از طریق حذف دیگری گفتمانی، بلکه از طریق سازوکارهای همزیستی راهبردی شامل توزیع کارکردی گفتمانها، تعامل مقاومتی، چانهزنی نهادی در شورای عالی امنیت ملی، و اجماعسازی بنیادین در مجمع تشخیص مصلحت نظام صورت میپذیرد که ذیل اشراف رهبری و در چارچوب گفتمان انقلاب اسلامی به همافزایی راهبردی منجر میشود».