تاثیر مبانی فکری و برداشت فرد تصمیمگیر در رویکرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران (1384-1392)
نویسندگان
1 دانشیار، گروه علوم سیاسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 گروه علوم سیاسی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران
3 دانشجوی دکتری، گروه علوم سیاسی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران.
4 گروه علوم سیاسی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران
doi
چکیده
سیاست خارجی هر کشور برآیند تعامل مجموعهای از عوامل درونی و بیرونی است که اهداف، راهبردها و الگوهای رفتاری آن را در نظام بینالملل شکل میدهند. در نظامهای سیاسی خاص، ازجمله جمهوری اسلامی ایران، فرایند تصمیمگیری سیاست خارجی علاوهبر ساختارهای نهادی، بهطور معناداری تحت تأثیر شخصیت، ایدئولوژی و برداشتهای ذهنی تصمیمگیران عالیرتبه قرار دارد. در دوره ریاست جمهوری محمود احمدینژاد (1384-1392)، تحولات قابل توجهی در عرصه سیاسی، اقتصادی و بینالمللی کشور رخ داد که بازتاب آن بهوضوح در جهتگیریها و رفتارهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران قابل مشاهده است. هدف پژوهش حاضر شناسایی و تحلیل نقش مبانی فکری و ایدئولوژیک ازجمله ایدئولوژی اسلامی، ملیگرایی و برداشتهای فردی تصمیمگیران عالیرتبه، بهویژه شخص رئیسجمهور در جهتدهی به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است. این پژوهش با تمرکز بر عامل تصمیمگیرنده تلاش دارد زمینه شناخت دقیقتر سازوکار شکلگیری رویکرد سیاست خارجی ایران در این دوره را فراهم آورد. سؤال اصلی پژوهش این است که مبانی فکری، باورها و جهانبینی فرد تصمیمگیر چه تاثیری در سیاست خارجی دوره احمدینژاد داشته است؟ پژوهش از نوع کاربردی بوده و با روش کیفی و رویکرد توصیفی- تحلیلی انجام شده است. دادهها از طریق بررسی اسناد، متون رسمی، سخنرانیها و مواضع اعلامی مرتبط با سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران گردآوری شده و تحلیل آنها با بهرهگیری از نظریه تصمیمگیری ریچارد اسنایدر و همکاران صورت گرفته است. یافتهها نشان میدهد که ویژگیهای شخصیتی و فکری تصمیمگیران این دوره، ازجمله مصمم بودن، ایدئولوژیمحوری، تأکید بر استقلال عمل، مقاومت در برابر فشار خارجی و بیاعتمادی به نظام بینالملل، تأثیر مستقیمی بر اتخاذ سیاستهای تقابلی و تا حدی تهاجمی ایران در عرصه بینالملل داشته است. این تأثیر بهویژه در حوزههای پرونده هستهای، امنیت ملی و دیپلماسی اقتصادی برجسته بوده است. درنتیجه برداشتهای فردی و مبانی فکری تصمیمگیرندگان، نقش تعیینکنندهای در شکلگیری و اجرای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره احمدینژاد ایفا کرده و تبیین سیاست خارجی این دوره بدون توجه به عامل تصمیمگیرنده و ویژگیهای شخصیتی او، ناقص خواهد بود. این مطالعه به شناسایی چالشها و فرصتهای ناشی از این الگوی تصمیمگیری در سیاست خارجی ایران کمک میکند.