جلوه های بسط(عوامل صعود به عوالم ملکوت) در مثنوی مولانا

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوی

doi
چکیده

نویسندگان و شاعران عارف و در راس آن ها حضرت مولانا بر اثر حالات خاص عرفانی و واردات غیبی گاهی احساس تقرّب به خدا، و گاه احساس دوری از خدا می‌کنند. زمانی که از موانع وصول به حقیقت؛ یعنی حبسگاه دنیا (عالم کبیر) و زندان تن (عالم صغیر) رهایی می‌یابند احساس تقرّب به خدا می‌کنند، در چنین حالتی دل و روحشان منبسط و شکوفا می‌شود. چون «بسط»واردی است که لطف و رحمت حق را در بردارد. ولی به هنگام گرفتاری در حبس گاه جهان مادّی و زندان تن، روح و روانشان دچار قبض می‌شود. برای این که «قبض»واردی است از حق تعالی بر دل عارف، برای تأدیب و تربیت وی.و همین عواملِ قبض، زمینه سازِ شکوفایی بسط در دل سالک می‌گردد. سالکان طریقت در مقام بسط خود را طایر گلشن قدس، و جایگاهشان را فردوس برین و صدر نشین عالم ملکوت می‌دانند و در مقام قبض خود را گرفتار دامگه حوادث، و تخته بند زندان تن می‌دانند. در این مقاله آن دسته از اصطلاحات عرفانی در مثنوی مولانا که به سالک در کشف و شهود و مشاهده‌ی انوار الهی و الهامات غیبی که در سیر و سلوک دست می‌دهد و باعث انبساط خاطر وگشادگی دل آنان می‌گردد مورد نقد و تحلیل قرار گرفته است.