نقش ساختار سازمانی تواناساز در کاهش بیتفاوتی سازمانی استادان و کارمندان دانشگاه بامیان
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی دانشگاه کابل
doi
چکیده
مقدمه و هدف: نوع ساختار سازمانی میتواند بر انگیزه افراد اثر بگذارد. از سوی دیگر، یکی از دغدغههای اصلیمدیران برانگیختن کارکنان است.در این میان، بیتفاوتی سازمانی رفتارمنفی است کهسازمانرادچار عقبماندگی مزمن خواهدکرد.پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش نوع ساختار سازمانی در پیشبینی بیتفاوتی سازمانی در دانشگاه بامیان انجام شد. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش،توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه استادان و کارمندان دانشگاه بامیان (962تن)بود.در اینپژوهشاز روش نمونهگیریکلشماراستفاده شدو تمام اعضای جامعه آماری بهعنوان نمونههای آماری انتخاب شدند. جهت گردآوری دادهها، ازدوپرسشنامههای استاندارد؛1) نوع ساختار سازمانی ترکزاده و محترم (1121) و9)بیتفاوتی سازمانی داناییفرد، حسنزاده و ساالریه (1132)، استفاده شد. رواییاین ابزارهابا استفاده از روش تحلیل گویه و پایایی آنها با استفاده از مقیاس آلفای کرونباخ محاسبه شد که ضریب آلفای آنها به ترتیب(32791( و )32210) بدست آمد. پرسشنامهها به962نفر ارسال شد که از میان آنها (910) تن پاسخ دادند. دادههای بدست آمده با استفاده روشهای آماری ضریب همبستگی پیرسون، آزمونtیک نمونه،tهمبستهو رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شد. یافتهها:نتایج نشان داد که؛1)شیوع ساختار بازدارنده در قلمرو پژوهش کمتر از شیوع ساختار تواناساز بوده است.9)میزان شیوع بیتفاوتی سازمانی پایینتر از حد متوسط (Q2=3) و باالتر از حد کم (Q1=2) بدست آمد.1)ساختار تواناساز پیشبینیکننده منفی و معنادار و ساختار بازدارنده پیشبینیکننده مثبت و معنادار بیتفاوتی سازمانی است. بحث و نتیجهگیری: با توجه به یافتهها،میتوان بیان کرد کهبا طراحی و توسعه ساختار سازمانی تواناساز، میتوان میزان بیتفاوتی سازمانی را در قلمرو پژوهش کاهش داد.