رؤیاواره­ یا (واقعه) ­در آثار عین­­ القضات همدانی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی،‌ کرج، ایران.

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج،‌ دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.

doi
چکیده

عرفان شناخت و معرفت حق تعالی است. معرفت و شناخت عرفانی، دریافتی شهودی، حضوری و فردی است؛ عارف پس از طی مراحل و مقدماتی­، توانایی‌های روحی و معنوی خاصّی به­ دست می­آورد که او را از تنگنای حس و عقل فراتر برده و سراپرده اسرار و حقایق را بر او مکشوف می ­سازد. رویارویی عارف با حقیقت­، حادث ه­ای باطنی و درونی‌ست که بدون حضور و اشراف حس و عقل صورت می‌گیرد، عارف قادر نیست دیده­ ها و دریافته­ های خود را به ­صورت معقول و قابل ادراک در­آورد و مشهودات و مکشوفات قلبی خود را برای دیگران بیان نماید. یکی از دلایل اصلی تغبیرنا­پذیری حقایق عرفانی، غیر­قابل تمیز بودن و بی­ تعیّنی آن است زیرا تجارب وحقایق عرفانی مربوط به­ عالمی متفاوت با عالم ماست. عین­ القضات همدانی در آثار خود به شرح و تبیین تجارب عرفانی خود پرداخته و برای اثبات آن ها به آیات و احادیث­ استناد نموده است. مکاشفه، واقعه، خواب، تمثّل از جمله تجارب عرفانی اوست. در این میان رؤیا­واره (واقعه) یکی از راه‌های مهم ورود به عالم غیب و ­از عناصر فراحسی است که نفس ناطقه آدمی به ­کمک آن از گذشته و آینده آگاه می­ گردد. در این پژوهش ضمن تعریف واقعه و ویژگی ­های آن، تفاوت آن با خواب و مکاشفه، واقعه‌ها و تجربیات ناب شخصی عرفانی عین­ القضات تحلیل و بررسی می­ شود.