رستگاری از طریق معرفت به نفس در فلسفة بابا افضل کاشانی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز

doi
چکیده

بابا افضل، فرزانه سده ششم، در عین آنکه نقطه مرکزی هستی یا وجود انسان را نفس وی می­ انگارد، در همان حال او را هم صاحب خرد می ­بیند به گونه­ ای که جدا کردن این دو؛ یعنی نفس و خرد ره­ یافته از هم امری محال است. در دیدگاه بابا افضل ادراک و دریافت همان حقیقت است؛ از این ­رو در اندیشه این حکیم، خودآگاهی حرکتی است که انگیزه و شوق آن در خود نفس انسان پدید می ­آید. نفس به جهت هم‌سرشت بودن(همجنسی) با اسباب یاری‌دهنده روحانی، فقط از این اسباب می ­تواند بهره ­مندی شایسته یابد تا با شایستگی از نقصان و فرا افتادگی در چاه سار دنیا رهایی یابد و به جاودانگی و رستگاری دست پیدا کند. در اندیشه بابا افضل از آنجا که هر موجودی خاصیّتی دارد که فقط در مرتبه همان خاصیت می ­تواند کمال خاص خود را پیدا کند؛ با سعادت­ ها و شقاوت­ هایی که نه سعادت محض­ اند و نه شقاوت محض رو به رو می ­شویم. اماانسان متفکر خردمند در نهایت سلوک معرفتی خود و در پناه خرد می ­تواند به امن مطلق دست یابد.