نظریه اخلاقی سیاست در حکمرانی حکومت¬های ایران باستان
نویسندگان
1 گروه تاریخ و باستان شناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
https://doi.org/10.82381/mosk.2025.1222187چکیده
در تعاليم و آموزههاي اخلاق فردي و اجتماعي، در ايران باستان، همواره نوعي اعتقاد و ايمان مذهبي به حقايق فرابشري و عمل بر طبق مبادي اخلاق، براساس رضاي پروردگار وجود داشته است. آيين زردشت، با كيش دوگانهپرستي اخلاقي، بيشتر در سرزمين ايران باستان، نوعي همگونگي با طبيعت انسان دارد. مسأله مقاله حاضر این است که چرا ایرانیان عهد باستان، برای حکمرانی، به نظریه اخلاقی بودن سیاست معتقد و پایبند شدند؟ روش تحقیق در این مقاله، تاریخی با رویکرد کیفی بوده است، اطلاعات لازم به شیوه کتابخانهای گردآوری شد که پس از تطبیق، به توصیف و تحلیل دادهها منجر شد. آيينهاي اخلاقي ايرانيان پيش از زردشت، الهام گرفته از تعاليمي است كه در وداها و يا تعاليم آرياييهاي هند باستان ملاحظه ميشود. در اين آيين، همه پديدهها تحتالشعاع وجود نيروهاي طبيعي مانند آفتاب، ماه، ستارگان، خاك، آتش، آب و باد هستند. در ايران باستان، انديشه پادشاهي بر دستهاي از باورها و اعتقادات استوار بود كه در مجموع، جهانبيني و چارچوب نظري ايرانيان را تشكيل ميداد. از مهمترين اجزاي تشكيلدهنده اين باور، كه مستقيم و بيواسطه به انديشه سياسي مربوط ميشود، «همترازي دين و سياست» است كه از درون آن، ميتوان نظريه اخلاقي بودن سياست و رفتارهاي سياسي را استخراج كرد.