زنان در افسانه¬های بومی و محلی شمال ایران

نویسندگان

1 گروه تاریخ، سازمان اسناد و کتابخانه ملی، تهران، ایران.

2 پژوهشگر تاریخ

doi
https://doi.org/10.82381/mosk.2025.1223586
چکیده

افسانه ­های بومی و محلی، دربر گیرنده تجارب فردی و اجتماعی یک قوم است. تمامی اندیشه­ ها و باورهای جمعی در یک منطقه، از طریق افسانه ­ها و انتقال آن­ها به نسل­ دیگر زنده می­ ماند. روحیات یک قوم، از طریق بازخوانی افسانه­ ها با درک بیش­تری امکان پذیر است. این افسانه­ ها طی قرن­ های متوالی با نقل شفاهی میان مردم ماندگار شده و گاه به روایات محلی، به صورت داستانی از مردم این مناطق درآمده­ است. افسانه­­ های گیلانی و مازندرانی مملو از داستان­ هایی است که به شکل روایی جای ماندگاری در داستان­ های حماسی و عاشقانه به خود اختصاص دادند. نوشتار حاضر که به روش کتابخانه­ ای و میدانی جمع آوری گردیده، در تلاش است به این پرسش پاسخ دهد که، «چگونه افسانه­ های شمال ایران، موجب حفظ و انتقال فرهنگ بومی و محلی و ارزش­های اجتماعی یک قوم شده است»؟ این نوشتار همچنین، افسانه­ هایی را که زنان قهرمان اصلی آن هستند  مورد بررسی و مطالعه قرار داده است. یافته­ های پژوهش نشان می­دهد، مردم شمال ایران ضمن باور به افسانه­ ها، از طریق نقل سینه به سینه و روایات شفاهی و بهره گیری از قالب­ های ادبی از جمله شعر در جهت حفظ آنها، تلاش کردند.بر اساس درون مایه­ های افسانه­ های موجود در این نواحی، زنان مظهر صفاتی همچون، نجابت، زیبایی، قدرت، استقلال، گذشت و جاودانگی به شمار می­ آمدند. زن در نگاه افسانه ه­ای مردم این مناطق، پیوندی ناگسستنی با طبیعت دارد.