رویکرد انتقادی در تاریخ نگاری عصر ایلخانی (مطالعه موردی واقعه سقوط بغداد)
نویسندگان
1 گروه تاریخ، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران تهران
2 گروه معارف اسلامی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران تهران
doi
https://doi.org/10.82381/mosk.2025.1223118چکیده
واقعهی سقوط بغداد از مهمترین و تأثیرگذارترین رویدادهای قرن هفتم هجری بهشمار میرود که پیامدهای عمیق سیاسی، فرهنگی و فکری در سراسر جهان اسلام برجای گذاشت. هر یک از مورخان این دوره، این حادثه را از دیدگاه و منظر خاص خود، متأثر از زمینههای فکری و روششناختی خویش روایت کردهاند. پژوهش حاضر با بهرهگیری از روش تاریخی و بر پایهی رویکرد توصیفی ـ تحلیلی، در پی شناسایی و واکاوی مؤلفههای گفتمان انتقادی در تاریخنگاری عصر ایلخانی است. این پژوهش با تمرکز بر آثار چهار مورخ برجستهی این دوره ـ عطاملک جوینی، منهاج سراج، رشیدالدین فضلالله و وصافالحضره ـ به بررسی نحوهی روایت و تحلیل آنان از واقعهی سقوط بغداد میپردازد. پرسش اصلی تحقیق آن است که شاخصها و معیارهای گفتمان انتقادی در آثار این مورخان چیست. فرضیهی پژوهش بر این مبناست که تأکید بر نقش اراده و مسئولیت انسان در تاریخ، تحلیل علل و عوامل مادی، تبیین روابط علّی و پرهیز از نگرش مشیتگرایانه، زمینهساز شکلگیری گفتمان انتقادی و گذار به تاریخنگاری تحلیلی در دورهی ایلخانی بوده است.