استفادۀ ابزاری از ایدئولوژی دینی در سیاست خارجی ایلخانان و مملوکان

نویسندگان

1 گروه تاریخ،دانشگاه آزاد اسلامی، واحد ابهر،ایران

2 گروه تاریخ ،دانشگاه آزاد اسلام، واحد ابهر ،ایران ، زنجان

doi
https://doi.org/10.82381/mosk.2025.1226721
چکیده

در دورۀ میانه، دین در جهان اسلام فراتر از یک نظام اعتقادی فردی عمل می‌کرد و به ابزاری فعال در خدمت سیاست خارجی دولت‌ها تبدیل شد. مسئلۀ اصلی پژوهش حاضر، بررسی نقش ایدئولوژی دینی در سیاست خارجی ایلخانان (۶۵۳-۷۳۶ق) و ممالیک (648-923ق) و تأثیر آن در شکل‌گیری رقابت میان آنهاست. در پاسخ به این سؤال که: ایدئولوژی دینی چه نقشی در سیاست خارجی دولت‌های ایلخانی و مملوکی و در شکل‌گیری رقابت میان آنها ایفا کرد؟ فرضیۀ پژوهش آن است که دین برای هر دو حکومت، نه یک مؤلفه اعتقادی صرف، بلکه ابزاری کارکردی برای مشروعیت‌بخشی سیاسی، تقویت دیپلماسی و ساماندهی روابط خارجی بوده است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با بررسی تطبیقی انجام شده و داده‌ها بر پایۀ منابع تاریخی دست‌اول و مطالعات ثانویه گردآوری و تحلیل گردیده است. اهمیت این تحقیق در آن است که نشان می‌دهد درک مناسبات ایلخانان و ممالیک، بدون توجه به نقش ابزاری دین، منجر به تحلیلی ناقص از سازوکار رقابت و تعامل میان آنها خواهد شد. یافته‌ها حاکی از آن است که در هر دو دولت، ایدئولوژی دینی نقشی فعال در جهت‌دهی تصمیم‌های دیپلماتیک داشت؛ چنان‌که اسلام‌آوری احمد تگودار (حک: 680-683ق)، برای جلب مشروعیت و نزدیکی به ممالیک و نهادینه‌سازی خلافت عباسی در قاهره به ‌عنوان سرمایه‌ای نمادین برای مشروعیت‌بخشی مذهبی، هر دو در خدمت تثبیت قدرت و پیشبرد اهداف سیاست خارجی قرار گرفتند. در مجموع، دین در سیاست خارجی ایلخانان و ممالیک، نه عنصری حاشیه‌ای، بلکه عاملی ساختاری، هدفمند و ابزاری در شکل‌دهی به الگوهای رقابت و همکاری بود.