عوامل شکلگیری و تثبیت حکومت طالبان در افغانستان
نویسندگان
1 گروه تاریخ و باستان شناسی،واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران تهران
2 گروه تاریخ، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران تهران
3 گروه تاریخ و باستان شناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
https://doi.org/10.82381/mosk.2025.1216807چکیده
تحولات اجتماعی و سیاسی در افغانستان طی دهههای اخیر، بهویژه در دوره ظهور و حاکمیت اولیهی طالبان، ریشههای عمیقی در ساختارهای سنتی، قبیلهای و فرهنگی این جامعه دارد. ظهور طالبان به عنوان یک جنبش بنیادگرا، صرفاً یک پدیده سیاسی نبود، بلکه واکنشی پیچیده به تغییرات اجتماعی، ضعف دولتملتسازی و ناکارآمدی مجاهدین پس از خروج شوروی محسوب میشد. این پژوهش به بررسی دقیق این تحولات اجتماعی و نقش عوامل مختلفی چون گفتمانهای قبیلهای، دینی و سیاسی در شکلگیری و تثبیت حاکمیت طالبان میپردازد. پژوهش حاضر از روش تاریخی-تحلیلی بهره میگیرد. اطلاعات و دادههای مورد نیاز به صورت اسنادی و کتابخانهای، با استناد به متن مرجع، جمعآوری شدهاند. سپس با تحلیل این دادهها، به تبیین روابط علّی میان پدیدههای اجتماعی و سیاسی پرداخته شده است.تحولات اجتماعی افغانستان در دوره جهاد علیه شوروی، چگونه زمینه را برای ظهور و پذیرش گفتمان طالبان فراهم کرد؟به نظر میرسد ضعف نهادهای دولتی، تضعیف قدرت خانها، افزایش نفوذ روحانیون در مناطق روستایی و ناامیدی مردم از عملکرد مجاهدین، زمینه را برای پذیرش گفتمانی فراهم ساخت که بر ارزشهای سنتی، قبیلهای و دینی تأکید داشت و وعده امنیت و عدالت میداد.یافتههای این مقاله نشان میدهد که گفتمان طالبان، برآیند مفصلبندی (articulation) دالهای پراکنده اجتماعی بود که در نتیجه تحولات پیشین، بهویژه جهاد علیه شوروی، ایجاد شده بودند. این گفتمان با استفاده از مفاهیمی چون پشتونوالی، ارزشهای قبیلهای و سنتهای روستایی، توانست خلاء قدرت و مشروعیت را پس از ناکارآمدی مجاهدین پر کند و حمایت تودههای مردم، بهویژه پشتونهای روستایی، را به دست آورد.