طراحی چارچوب خطمشیگذاری آموزشهای ضمن خدمت با رویکرد شبکهای در سازمانهای ایرانی: یک مطالعه کیفی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج، کرج، ایران.
2 استادیار گروه علوم تربیتی، دانشکده روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی کرج، کرج ،ایران.
3 دانشگاه ازاد
4 استادیار گروه علوم تربیتی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران
doi
چکیده
زمینه: در پرتو تحولات سریع علمی و فناوری و تغییرات بنیادین در نیازهای سازمانها، رویکرد شبکهای بهعنوان چارچوبی نوین در سیاستگذاری آموزشهای ضمن خدمت مطرح شده است. هدف: هدف از پژوهش حاضر،طراحی چارچوبی برای خطمشیگذاری آموزشهای ضمنخدمت مبتنی بر رویکرد شبکهای در سازمان های ایرانی بود. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر نوع دادهها کیفی و از نظر روش بر اساس نظریة زمینهای اجرا شد. مشارکتکنندگان در پژوهش بر اساس اصل اشباع نظری دادهها و روش نمونه گیری هدفمند، شامل 15 نفر از افراد خبرگان در حوزة خطمشیگذاری آموزش های ضمن خدمت بودند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبة نیمهساختارمند بود. دادهها با نرمافزارMAXQDA2020، در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی تحلیل شد. یافته ها: فرایند کدگذاری به استخراج 189 کد باز، 68 کد محوری و 21 کد انتخابی منجر شد. نتایج نشان داد که سیاستگذاری آموزشهای ضمن خدمت با رویکرد شبکهای در قالب شش مؤلفه اصلی تبیین میشود که شامل شرایط علّی مبتنی بر گذار به یادگیری مشارکتی، چابکسازی نظام آموزشی، بومیسازی یادگیری و تقویت سرمایه اجتماعی؛ مقولههای محوری ناظر بر سیاستگذاری دادهمحور، پویا، شبکهای و سنتی؛ شرایط زمینهای مرتبط با ساختار سازمانی، فشارهای نظارتی، فرهنگ سازمانی و اعتماد بینبخشی؛ عوامل مداخلهگر شامل موانع ساختاری و فرهنگی، نگرشهای سازمانی و عوامل تسهیلگر؛ راهبردها مشتمل بر تصمیمگیری مبتنی بر داده، طراحی انعطافپذیر آموزش، اجرای مشارکتی و ارزیابی؛ و پیامدها دربرگیرنده آثار مثبت و منفی کوتاهمدت و بلندمدت است. نتیجه گیری: با توجه به یافتهها، میتوان نتیجه گرفت که برای موفقیت در خطمشیگذاری آموزشهای ضمن خدمت، تغییر الگوهای سنتی و حرکت از سیاستگذاری سلسله مراتبی به سمت خطمشیگذاری شبکه ای و یادگیری مشارکتی ضروری است.