مدل مفروض رابطه بین خودنظم¬جویی رفتاری و رفتارهای غیرمولد تحصیلی با میانجی-گری هویت¬اخلاقی دانش¬آموزان

نویسندگان

1 گروه علوم تربیتی، واحد بابل، دانشگاه آزاد اسلامی، بابل، ایران

2 گروه مدیریت آموزشی، واحد رامسر، دانشگاه آزاد اسلامی، رامسر، ایران

doi
چکیده

پژوهش حاضر با هدف مدل مفروض رابطه بین خودنظم­جویی رفتاری و رفتارهای غیرمولد تحصیلی با میانجی­گری دانش­آموزان دوره متوسطه اول و دوم انجام شد. مطالعه به روش توصیفی- همبستگی از نوع مدل­یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش­آموزان مقطع متوسطه اول و دوم شهر گتاب بابل در سال تحصیلی 1403-1402، به­تعداد 510 نفر بودند که 224 نفر به­روش تصادفی طبقه­ای متناسب با پایه تحصیلی انتخاب شدند و با پرسشنامه­های خودنظم­جویی رفتاری برون و میلر و لاوندوسکی (1999)، پرسشنامه هویت­اخلاقی اکینو و رید (2002) و پرسشنامه رفتارهای غیر­مولد تحصیلی ریمکوس (2012) مورد سنجش قرار گرفتند. تحلیل داده­ها با روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار (Amos 23) و (SPSS 26) انجام شد. بر اساس نتایج، مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بود و نتایج نشان داد که خودنظم­جویی رفتاری به صورت مستقیم بر رفتار­های غیرمولد تحصیلی دانش­آموزان اثر معناداری ندارد (05/0<p) ولی به­صورت غیرمستقیم از طریق هویت­اخلاقی بر رفتارهای غیرمولد تحصیلی دانش آموزان اثر معناداری دارد (05/0>p) و این نقش با میانجی­گری هویت اخلاقی برجسته شد. با توجه به یافته­ها، به­نظر می­رسد که خودنظم­جویی رفتاری از طریق نقش واسطه­ای هویت اخلاقی در کاهش رفتارهای غیر مولد تحصیلی اثر دارد. بنابراین پیشنهاد می­شود که دوره­هایی با محتوای اخلاقی برای تقویت هویت اخلاقی در برنامه درسی مدارس گنجانده شود.