ارائه مدلی جهت تخصیص بهینه تخت های بیمارستان در چارچوب رویکرد صف مارکوفی (مطالعه موردی بیمارستان شهید فقیهی شیراز)
نویسندگان
doi
10.18502/mshsj.v6i1.6505چکیده
زمینه و هدف: همانطور که در بحران کرونا ملاحظه شد، در مواقعی همچون جنگ، بحران های طبیعی و یا بیماریهای اپیدمیک، شدت ورودی متقاضیان خدمات، تسهیلات درمانی را با مشکل ازدحام مواجه می کند. در این وضعیت با توجه به محدودیت ظرفیت سیستم، پدیده صف انتظار متقاضیان خدمت به وجود می آید و در برخی موارد عدم پذیرش و رد کردن مراجعان رخ می دهد. کاهش مدت زمان بستری بیماران از طریق ارتقاء بهره وری عملکرد میتواند مسأله کمبود تخت های بیمارستانی را جبران کند. به منظور افزایش بهرهوری پرسنل و تجهیزات، نیاز به حذف بیکاری ها و بهبود زمانبندی خدمات می باشد . یکی از راههای دستیابی به اهداف مذکور، بهینه سازی توزیع تخت بین بخش هاست. در پژوهش حاضر، در قالب یک مدل صف مارکوفی، با توجه به نرخ ورود مراجعان و نرخ خدمت دهی، تختهای موجود، به بخشهای مختلف بیمارستان تخصیص داده میشود تا حداکثر خدمت دهی و حداقل عدم پذیرش بیماران اتفاق افتد. روش پژوهش: پژوهش حاضر، پژوهشی کاربردی است که در سال 1397 جهت توزیع بهینه تخت ها بین 3 بخش بیمارستان شهید فقیهی شیراز انجام شد. مسأله پژوهش، در قالب یک مدل مارکوفی صف مدلسازی شد و با فرض ورود مراجعان بر طبق زنجیره مارکوف پیوسته، مقدار پارامترهای مدل شناسایی شد. مدل ریاضی حاصل، توسط نرم افزار GAMS 24.1.3 حل گردید . یافته ها: مدل پیشنهادی، منجر به بهبود در عملکرد بخشها از منظر کاهش زمان انتظار بیماران، و افزایش تعداد بیماران پذیرش شده گردید. مدل ارائه شده، عدم پذیرش بیماران را به میزان 6/8 درصد کاهش داد. با توجه به نرخ مراجعه بیماران به بخش ها و نرخ خدمت دهی هر بخش، بر مبنای تحلیل حساسیت، تعداد تخت تخصیصی به هر یک از 3 بخش بیمارستان تعیین شد. نتیجه گیری: نظریه صف میتواند به عنوان ابزاری کاربردی برای تحلیل پدیده های سیستم درمان و تعیین مشخصههای زمان انتظار، طول صف، ظرفیت سیستم و غیره عمل کند. تخصیص مناسب تخت ها بین بخش های بیمارستان منجر به بهبود کارایی و کاهش عدم پذیرش بیماران می شود که این موضوع می تواند در مواقع بحرانی و ازدحام مراجعان و نیاز به افزایش امکانات، مؤثر واقع شود.