فَرگشتِ تاریخی- اعتقادیِ واژه «حُبّ» از ادبیّات عصر جاهلی تا آموزه‌های عرفان اسلامی

نویسندگان

1 دکترای زبان و ادبیات عربی، مدرس دانشگاه فرهنگیان،پردیس علامه امینی تبریز

2 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی

doi
چکیده

بحث و تحقیق دربارة محتوا و ساختارهای لفظی و معنویِ قرآن کریم از نخستین رویکردهای علما و اندیشمندانِ مسلمان در تاریخ اسلام محسوب می‌شود؛ اهمّیت این رویکردها تا بحدّی است که درکِ زمینه‌ها و ویژگی‌های لفظی و بلاغی قرآن کریم را بستری برای فهم درست و صحیحِ اندیشه‌های وحیانی می‌دانند. محور همنشینی واژه حُبّ در هنجارهای ادبی- اجتماعی جامعة جاهلی، منحصر به عرائس شعری، محبوبه‌های شاعران و اَبطال، و آثار مسکن و کاشانه و دیار آنها محدود می‌شد و مفاهیم والا و چالش برانگیز اعتقادی، مدّنظر نبود امّا در رهیافت‌های معناشناختی قرآن کریم، حوزة معنایی حُبّ رنگ اعتقادی- اسلامی به خود گرفت و نظام دِلالی آن، از حُبّ و عشقِ زمینی، به حُبّ الهی و محبّت چندسویه و متعالی خدا- انسان تغییر جهت داد. نتایج پژوهش حاضر نشان می‌دهد تغییر گفتمان جاهلی به اسلام و عرفان اسلامی، سبب شد بِساطَت و مادّی گریِ عرب جاهلی، جای خود را به تأمّل در حیات و هستی بدهد و انسانِ مسلمان، با تکیه بر تعلیمات اسلامی و تأکید بر اصالت تعابیر و معانی قرآنی، نگاه فرامادّی خود را به موضوع حُب و محبّت نیز منعطف سازد چنانکه التذاذ صرفِ مادّی در عصر جاهلی، در پرتو آموزه‌های قرآنی، به تعابیری همچون ایثار، وُدّ، صفای مودّت، ترجیح دادن و... تحوّل پیدا کرد.