رابطه هوش هیجانی و راهبردهای مدیریت تعارض مدیران بیمارستان های منتخب شهر کرج

نویسندگان
doi
چکیده

زمینه و هدف : در جوامع امروزی تعارض موضوعی است که اندیشه انسان را بیش از هر مسئله دیگری به خود مشغول کرده است. از طرفی به کارگیری هوش هیجانی و مؤلفه های آن سبب مدیریت تعارض اثر بخش می شود. این مطالعه با هدف بررسی رابطه هوش هیجانی و راهبردهای مدیریت تعارض مدیران بیمارستان های منتخب شهر کرج انجام گرفت. روش پژوهش: مطالعه حاضر، مطالعه ای از نوع همبستگی است که به صورت مقطعی در سال 1396 در بیمارستان های منتخب شهر کرج انجام گرفت. حجم نمونه شامل 32 نفر از مدیران سطوح مختلف بیمارستان ها به روش سرشماری بود. داده ها به وسیله پرسشنامه های استاندارد جمع آوری شد و با استفاده از آمار توصیفی، تحلیلی و آزمون آماری همبستگی اسپیرمن، به وسیله نرم افزار 19 SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: میانگین امتیاز مدیریت تعارض در بین مدیران مورد مطالعه از 134، 20/8 ± 108/3 بود. بیشترین استراتژی مدیریت تعارض مدیران ، استراتژی عدم مقابله با میانگین 12/5 ± 51/5 بوده است. بررسی هوش هیجانی، وضعیت "خوب" با میانگین 18/7 ± 121/9 را در مدیران هر 2 بیمارستان نشان داد. بین راهبردهای مدیریت تعارض با مؤلفه خود انگیزی هوش هیجانی رابطه معنی داری وجود داشت. نتیجه گیری: راهبرد " عدم مقابله " بیشترین کاربرد را بین مدیران داشت و با توجه به رابطه برخی از مؤلفه های هوش هیجانی (خود انگیزی) با مدیریت تعارض، می توان نتیجه گرفت، آشنایی مدیران با سایر راهبردها می تواند در زمینه کاربرد راهبردهای مدیریت تعارض راهگشا باشد و بر مدیریت منابع انسانی و بهبود عملکرد سازمان تأثیر مثبتی داشته باشد.