ساختار و محتوای جان‎بخشی و تشخیص در مثنوی مولوی با تأکید بر کارکردهای عرفانی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، واحد آستارا، دانشگاه آزاد اسلامی، آستارا، ایران.

2 استادیارگروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد آستارا، دانشگاه آزاد اسلامی، آستارا، ایران. نویسنده مسئول: khoshnoodi46@gmail.com

3 استادیارگروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد آستارا، دانشگاه آزاد اسلامی، آستارا، ایران.

doi
چکیده

جان‎بخشی یکی از عنصرهای بنیادین اسطوره باوری است. اسطوره‎ها حقایقی را در باب باور، دانش و جهان‎بینی انسان‎های نخستین در اختیار ما می‎گذارند. اسطوره باوری با اندیشه‎های اشراقی و عرفانی و نیز با تخیّل شاعرانه پیوندی ناگسستنی دارد. مولوی به دلیل برخورداری از اندیشه‎های اشراقی و تخیّلی نیرومند در شاعری، غالبا به‎طور ناخودآگاه در فضای جان‎بخشی قرارمی‎گیرد و بسیاری از اندیشه‎های عارفانة خود را در مثنوی از رهگذر همین جان‎بخشی که زیر عنوان مشخص تشخیص قرار می‎گیرد عرضه می‎دارد. در این مقاله با نگاهی به نظریه‎های جان‎بخشی و تشخیص، کارکرد آن‎ها را در مثنوی به اختصار مطرح کرده، سهم آن‎ها را در تجسّم اندیشه و عاطفة مولانا با مثال‎های متعدد نشان داده‎ایم. مهم‎ترین نتیجة این پژوهش، اثبات مجدد نقش بیان و زیبایی‎شناسی در القای اندیشه‎های مولانا به مخاطب است. این پژوهش داده‎های خود را از طریق اسناد مکتوب، کتاب و مقاله به دست آورده و آن‎ها را با روش تحلیلی توصیف کرده است.