گذار سوژه نوگرا به سمت سوژه پسانوگرا در نمایشنامههای نوگرا: مطالعه موردی آخرین نوار کرپ، کودک مدفون، و مسخرهبازیها
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22059/jor.2023.348188.2347چکیده
مقاله پیش رو، حضور سوژه پسانوگرا را در نمایشنامههای آخرین نوار کرپ (1958) اثر ساموئل بکت، کودک مدفون (1978) اثر سام شپارد، و مسخرهبازیها (1974) اثر تام استوپارد مورد بررسی قرار میدهد. مقاله درصدد است به این پرسش پاسخ دهد که چگونه خصوصیات پسانوگرا در شخصیتپردازی این نمایشنامههای نوگرا از دل فردیت نوگرا متبلور شده است. به باور مقاله پیشرو، این سه نمایشنامه به خوبی حس تعلق و دلتنگی، و در عین حال عدم تعلق و نگرش چالشی را به نوعی ذاتگرایی نوگرا نشان میدهند و از این رو سوژه را به سمت سوژهای پسانوگرا سوق میدهند. خاطرات جابهجاشده، ساختار متنی و سازهای خاطرات شخصیتهای نمایشنامهها، روانگسیختگی آنها، و حس تعلق دربرگیرنده این شخصیتها به موقعیتهای متناظر گفتمانی خصوصیاتی هستند که مقاله به آنها به عنوان یافتههایش میپردازد، و آنها را گواهی برای پسانوگرایی شخصیتهای نمایشنامهها در نظر میگیرد. حین بحث پیرامون این خصوصیات، مطالعه از گفتههای لیندا هاچن، نیک مانزفیلد و امیرعلی نجومیان پیرامون پسانوگرایی و مفهوم فردیت الهام گرفته، و از سویی دیگر از فرازهایی از درآمد امیرعلی نجومیان بر نوگرایی بهره میبرد. عدم نائلشدن به تصویری یکدست – ولو انتزاعی – از گذشته، اجماع مشوش، همنشین و تلفیقشده روایات متناقض از گذشته در هویتی روانگسیخته، و تعلق نداشتن به هیچ کدام از وجوه گزارههای متقابل عناوین یافتههای مطالعه حاضر حین بررسی شرایط گذار فردیت شخصیتها در نمایشنامهها هستند.