گرامر آشپزی: مطالعه دلالتهای فرهنگی غذا در سینمای ایران
نویسندگان
doi
10.30465/ismc.2026.54463.3043چکیده
هدف اصلی این مقاله واکاوی دلالتهای فرهنگی بازنمایی غذا در سینمای ایران است. چهارچوب مفهومی پژوهش بر نظریه «گرامر آشپزی» کلود فیشلر استوار است که غذا را نظامی نشانهای میداند و بر اساس آن، هر فرهنگی دارای قواعد ضمنی است شامل اینکه «چه چیزی»، «چگونه» و «توسط چه کسی» خورده میشود. روش تحقیق، تحلیل روایت در دو سطح داستان (شخصیتها و کنشها) و گفتمان (گرههای روایی) است. نمونهگیری به شیوه هدفمند انجام شد و حجم نمونه شامل ۳۵ فیلم ایرانی در دهه نود است که حداقل یک سکانس مرتبط با پراکسیس غذایی داشتند. یافتههای اصلی نشان میدهد در فیلمهای مورد مطالعه غذا به مثابه تمایز جنسیتی، غذا به عنوان تسهیلگر یا مانع کنش متقابل و غذا به عنوان بازنماکننده آیینهای دینی، ملی و باورهای طب سنتی عمل میکند. نتیجه آنکه در سینمای ایران، الگویی دوقطبی و مبتنی بر ارزشهای مردسالارانه در حوزه جنسیت، لزوم دوام روابط اجتماعی مشروع و لزوم برگزاری آیینهای فرهنگی سنتی را بازتولید می کند