تطبیق کارکرد اسطوره ها در نمایشنامه های ژان کوکتو و غلامحسین ساعدی با آراء ژیلبر دوران
نویسندگان
1 گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه مازندزان، تهران، ایران
2 گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه مازندزان، تهران، ایران
doi
10.22059/jor.2022.334449.2235چکیده
هر دوی این نویسندگان نگاه ویژهای به اساطیر فرهنگ خود داشتهاند و در آثار خود، خاصه دو اثر انتخابی این پژوهش، به اقتباسی نیمه وفادارانه نسبت به این اسطورهها دست زدهاند. کوکتو با بازخوانی اسطورة اودیپ در این آثار، به دنبال نشان دادن انسان معاصر در برابر دستگاه سیاسی و دستگاه قضا و قدر یا همان سرنوشت و ساعدی با بازآفرینی داستان اسطورهای ضحاک بودهاند. نتیجه حاصل از پژوهش بیانگر این نکته است که اسطورة اودیپ، که ژان کوکتو به دنبال نشان دادن خلع سلاح انسان در مقابل سرنوشت خویش آن را انتخاب کرده است، مانند اسطورة شخصی او نمود مییابد و از طرفی اسطورة جمشید که به عنوان اسطورة روشنگر در داستان ضحاک تجلی مییابد میتواند به مثابة اسطورة شخصی غلامحسین ساعدی در نظر گرفته شود. در نهایت نیز با مطالعة تطبیقی این دو هنرمند، به نقاط اشتراکی مانند بهرهگیری از درام به منظور روشنگری، نگاه هجوآمیز به اسطوره، استفاده از ادبیات فانتزی و توجه به مضمون مرگ رسیده است.