پیشرفت‌های اخیر در مدیریت بابزیوز: ادغام داده‌های اپیدمیولوژیک، بالینی و مولکولی برای درمان هدفمند

نویسندگان

1 گروه پاتوبیولوژی، دانشکده علوم دامپزشکی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران

2 دانشجوی دکترای عمومی دامپزشکی، واحد سنندج ،دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج،ایران

3 دانشجوی دوره دکترای عمومی دامپزشکی، دانشگاه ازاد اسلامی واحد سنندج ایران

doi
10.71557/vmj.2025.1212365
چکیده

بابزیوز، بیماری ناشی از انگل‌های جنس Babesia ، به عنوان یک تهدید جهانی برای سلامت دام‌ها و انسان شناخته می‌شود. این مطالعه مروری، پیشرفت‌های اخیر در مدیریت بابزیوز را با تمرکز بر ادغام داده‌های اپیدمیولوژیک، بالینی و مولکولی بررسی می‌کند. داروهای سنتی مانند ایمیدوکارب دی‌پروپیونات و دی‌مینازن استورات با اثربخشی ۷۰ تا ۱۰۰٪ در گوسفندان و بزها گزارش شده‌اند، اما مقاومت دارویی ناشی از جهش در ژن‌های انتقال دهنده و اهداف دارویی، کارایی این درمان‌ها را محدود کرده است. داروهای نوین نظیر تافنوکین و کلوفازیمین در مدل‌های حیوانی توانسته‌اند پارازیتمی را تا ۹۰٪ کاهش دهند و حتی در مواردی به درمان رادیکال منجر شوند. ترکیبات گیاهی مانند عصاره پوست قرمز ( Cryptolepis sanguinolenta ) با مقدار IC50 معادل ۳.۴ میکرومولار و درمنه یک‌ساله ( Artemisia annua ) با IC50 ۱۴ میکرومولار، فعالیت ضدبابزیایی قابل مقایسه یا برتر از داروهای رایج مانند کینین نشان داده‌اند. مطالعات مولکولی نیز اهداف جدیدی مانند پروتئازوم و PI4K را شناسایی کرده‌اند که مهار آن‌ها می‌تواند به توسعه داروهای انتخابی بیانجامد. کارآزمایی‌های بالینی مقایسه‌ای نشان داده‌اند که رژیم آتوواکون-آزیترومایسین با عوارض جانبی کمتر (۱۵٪) نسبت به کلیندامایسین-کینین (۷۲٪)، اثربخشی مشابهی دارد. با این حال، نیاز به تحقیقات بیشتر در زمینه سمیت، فارماکوکینتیک و ارزیابی ترکیبات در مدل‌های حیوانی و انسانی ضروری است. ادغام استراتژی‌های درمانی، واکسیناسیون و کنترل ناقلین، کلید دستیابی به مدیریت پایدار بابزیوز است.