پیوستگی معنایی ابیات غزلی از حافظ بر بنیاد تحلیل روانکاوانه با رویکرد به عرفان اسلامی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 استاد دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران. نویسنده مسئول: adaadbeh@yahoo.com

3 استادیارگروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی،تهران، ایران

doi
10.2234/erfan.2023.703021
چکیده

اگر به شخصیت‎های دیوان حافظ از حوزه روانشناسی نگریسته شود، حضور کهن‎الگوها به ویژه آنیما در آن‎ها دیده می‎شود. در ابتدای غزل‎هایی که آنیما نمود دارد معشوق معمولاً زمینی و غزل عاشقانه است و به ابیات پایانی که نزدیک می شویم، حس روحانی و معنوی بر ابیات غالب می شود و معشوق جلوه‎های آسمانی پیدامی‎کند. غزل شماره 26 با مطلع (زلف آشفته وخوی کرده و خندان لب و مست ....) نیز چنین خصوصیتی دارد. اختلافات و تناقضات در ابیات این غزل برای مفسران مسئله چالش برانگیزی است و باعث سردرگمی در تفسیر اشعار شده و در نهایت شعر را دوگانه و ابیات را مستقل فرض می‎کنند. درحالی که علت این نوسانات و تحولات در تبدیل کهن الگو آنیما به کهن الگوی پیر فرزانه و همچنین خودشناسی و تفرد شاعر است و کل غزل فرآیند این گذار را روایت می‎کند. استفاده از تفسیر روانشناسی تحلیلی در غزل مورد بحث دریچه‎ای به دیدگاه مفسر بازمی‎کند و او را مجهز می‎کند فراتر از تفاسیر سنتی با دیدی عمیق‎تر به اشعار شاعر بنگرد و ارتباط بنیادی و مستحکم در محور عمودی کلام که در زیر غباری از پیش داوری‎های خودآگاه ذهن پوشیده شده را دریابد، ضمن آنکه این نگرش درونی محمل مناسبی برای برداشت‎های عرفانی از غزل مورد بحث حافظ نیز هست.