پیشبینی باورهای ماکیاولیستی دانشآموزان ابتدایی بر اساس سبکهای فرزندپروری
نویسندگان
1 استاد گروه روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران.
2 کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران.
3 استادیار گروه روانشناسی دانشگاه پیام نور ، اصفهان، ایران.
doi
10.30486/jsrp.2018.543221چکیده
هدف از این پژوهش پیشبینی باورهای ماکیاولیستی کودکان با استفاده از شیوههای فرزندپروری والدین بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعة آماری مشتمل بر کلیه دانشآموزان پایة چهارم و پنجم ابتدایی و مادرانشان در سال تحصیلی 94-1393 در شهر اصفهان بود. نمونه شامل 361 دانشآموز (177 پسر و 184 دختر) به همراه مادرانشان بود که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای از میان مدارس دخترانه و پسرانه نواحی ششگانه آموزشوپرورش شهر اصفهان انتخاب شدند. ابزار سنجش شامل پرسشنامه فرزندپروری (بامریند، 1972) و پرسشنامه باورهای ماکیاولیستی مخصوص کودکان (کریستی و گیس، 1970) بود. دادهها با استفاده تحلیل رگرسیون گامبهگام تحلیل شدند و یافتههای گام آخر تحلیل رگرسیون نشان داد که سبک فرزندپروری مستبدانه 16درصد قادر به پیشبینی باورهای ماکیاولیستی در سطح (01/0 >p) است. برحسب یافتههای حاصل از پژوهش میتوان گفت؛ شیوه فرزندپروری مستبدانه والدین به علت استبداد حاکم بر ساختار آن، فقدان بحث و گفتگو و عدم توجه به نیازهای فرزندان، تأثیر منفی بر رشد شناختی و رفتار اجتماعی کودکان دارا است.