نسبت میان «رندِ نظرباز»(انسان کامل عالم عرفان) و «دازاین»(ابرانسان عالم غرب)، در پدیدارشناسی «حریم»

نویسندگان

1 استادیار دانشکدۀ هنر ومعماری، دانشگاه آزاد اسلامی، دماوند، ایران.نویسنده مسئول: hadikaboli@gmail.com

2 دانشیار دانشکدۀ هنر و معماری، واحد علوم و تحقیقات تهران، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 پژوهشگر دکتری، گروه معماری، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
10.2234/erfan.2023.703031
چکیده

حریم، از اساسی‌ترین مفاهیم پرتکرار در پارادایم معماری است که تا به امروز تعریفی ریشه‌ای و فلسفی از آن ارائه نشده است. دشوارۀ تعریف حریم، از وابستگی آن به مفاهیم انتزاعی‌تری چون فرهنگ و جهان‌بینی نشأت می‌گیرد و فراوانی تعداد و تنوع المان‌های فرهنگی، تبیین آن را به مراتب دشوارتر خواهدکرد. پدیدارشناسی به عنوان یک شاخۀ فلسفی، ازآنجاکه سعی در حذف فاکتورهای وابسته و دسترسی به جوهرۀ مفاهیم دارد می‌تواند در این مورد کارآمدترین ابزار فلسفی باشد. با این همه، پرسش اساسی‌تری مطرح می‌شود: حال که پدیدارشناسی خود ماحصل فرهنگ و تفکر غربی است؛ آیا می‌توان آن را در تعریف مفهوم حریم در ایران به کاربست؟ یا به تعبیری آیا زبان هستی‌شناسانۀ ایرانیان متفاوت از زبان هستی‌شناسانۀ غرب است؟ هدف این پژوهش ضمن پاسخ به پرسش‌های بالا، یافتن تفاوت‌ها و نسبت‌های اندیشۀ هستی‌شناسانۀ غرب و ایران در پدیدارشناسی حریم است. این پژوهش تلاش دارد تا با رویکرد کیفی ابتدا، ادبیات موضوعی اندیشۀ هستی‌شناسانه غرب و پهنۀ فرهنگی ایران را مورد بررسی قراردهد و سپس به شیوۀ تحلیلی-تفسیری، به مقایسه پدیدارشناسی مفهوم حریم در این دو پارادایم بپردازد. در پدیدارشناسی هایدگری، دازاین به عنوان ابرانسان، فضا را با اگزیستانس خود مکان‌مند می‌کند. ابزار دازاین جهت مکان‌بخشی، جهت‌گیری او به جهان در دو عامل تقرّب و دوری‌ کردن است. لذا برای دازاین، حریم نه متأثر از فاصله‌ و اندازه؛ که از التفات و توجه او به فضا و چیزهاست. از آن سو، رند نظرباز در مقابل دازاین، به عنوان الگوی کامل انسانی در سنت تأویلی شاعرانه و اندیشۀ هستی‌شناسانۀ پهنۀ فرهنگی ایران حضور دارد. ماهیت مکان در نظر رندِ نظرباز، منبعث از اسطورۀ آفرینش و دوگانۀ درون و بیرون است. ماهیتی که بازتاباننده خاطرۀ ازلی باشد و از همین‌رو، ریشه‌ای‌ترین عنصر ادراک حریم، توجه به درونِ خویشتن خویش است.