بررسی محتوایی دو اثر از نادر ابراهیمی (صوفیانهها و عارفانهها، بار دیگر شهری که دوستمیداشتم)
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه پیام نور، تهران،ایران
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
4 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.نویسندۀ مسئول: Shafieetaban_m@pnu.ac.ir
doi
10.2234/erfan.2023.706044چکیده
نادر ابراهیمی از بزرگترین نویسندگان معاصر ایران در آثار خود سبک شخصی و خاصی را دنبال می کند. کتابصوفیانهها و عارفانهها از یادگارهای ارزشمند او در حوزۀ ادبیات عرفانی و رمان بار دیگر شهری که دوست می داشتم از درخشان ترین آثار وی در حوزۀ ادبیات داستانی است. بررسی درونمایۀ دو اثر مذکور، موضوع اصلی این پژوهش است. نویسنده درصوفیانهها و عارفانهها در نقش یک منتقد ادبی ظاهرمی گردد و کتاب را مورد تحلیل ساختاری و محتوایی قرارمی دهد؛ این اثر تنها نوشتۀ ابراهیمی دربارۀ صوفیه و درواقع، تاریخ تحلیلی پنج هزار سال ادبیات داستانی ایران و نمونۀ بارز گره خوردگی ادبیات عرفانی و هنر داستانپردازی است. رمان بار دیگر شهری که دوست می داشتم نیز با زاویۀ دید درونی و از منظر قهرمان و شخصیت محوری داستان، پسر کشاورز، روایت می شود. ابراهیمی در کتاب صوفیانهها و عارفانهها نگاه عملی به عرفان پویا دارد و بار دیگر شهری که دوست می داشتم نیز پس از رمانشازده احتجاب هوشنگ گلشیری از نظر کاربرد شیوۀ جریان سیّال ذهن از درخشان ترین و موفّق ترین رمان ها به حساب می آید و ابراهیمی را نویسندهای توانمند و صاحب سبک معرفی می کند. مطالعه و مقایسه دو اثر متفاوت نادر ابراهیمی تقابل اندیشه نویسنده را در حالات مختلف وگستردگی اندیشگی وی و تسلط برفرهنگ ایرانی وعرفانی را نشان می دهد.