اولویت بندی و اثر بخشی صنایع دستی در توسعه اقتصادی مناطق روستایی با استفاده از مدلهای تصمیم گیری غیر جبرانی(لکسیکوگراف) مطالعه موردی: (دهستان عشرستاق شهرستان بهشهر)
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد، جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانشیارگروه جغرافیا وبرنامه ریزی روستایی، دانشگاه تربیت مدرس.تهران،ایران
3 دانشیار گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه پیام نور،تهران،ایران
4 استادیارگروه جغرافیا و آمایش سرزمین دانشگاه تربیت مدرس،تهران،ایران
doi
چکیده
راهبرد ورود صنایع به نواحی روستایی در حکم راهکاری برای توسعة اقتصادی و اجتماعی کشور های در حال توسعه تلقی می شود. صنایع روستایی به عنوان یکی از راهکارهای ایجاد تحول در نظام فضایی روستا ها محسوب شده که در ایجاد اشتغال ،پیوند تنگاتنگ با بخش کشاورزی و خدمات دارد. دراین بین صنایع دستی به عنوان دومین عامل رشد و توسعه ی تولید ناخالص ملی به عنوان مهمترین منبع رشد و توسعه اقتصاد مناطق روستایی به حساب می آید. چنانچه این صنعت را در کنار گردشگری قرار دهیم جایگاه آن افزایش چشمگیری خواهد یافت.هدف این پژوهش اولویت بندی اثر بخشی صنایع دستی در توسعه اقتصادی مناطق روستایی با استفاده از مدلهای تصمیم گیری غیر جبرانی(لکسیکوگراف) است.محدوده ی مورد مطالعه 11روستا از دهستان عشرستاق شهرستان بهشهر و روش تحقیق بصورت پیمایشی ، توصیفی- تحلیلی است . روش گردآوری اطلاعات نیز بصورت اسنادی و میدانی از طریق پرسشنامه در قالب طیف لیکرت طراحی شده و سئوالات تحقیق از طریق نرم افزار(SPSS) مورد ارزیابی قرار گرفته شده است، نتایج تحقیق نشان می دهد با توجه به مقایسه حد متوسط گویه های مورد ارزیابی در هر یک از شاخص ها می توان استنباط کردکه کلیه شاخص ها بالاتر از حد متوسط بوده و این تغییرات به لحاظ آماری معنادار برآورد شده و همچنین با توجه به نتایج بدست آمده از روش لکسیکوگراف(ترتیبی) روستاهای،بخکش، جوربند و متکازین بیشترین تاثیر را از صنایع دستی و خرد برخوردارشده اند.