طلب در شعر شاعران عارف زبان فارسی(سنایی،مولانا،سعدی،عراقی،حافظ)
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران
2 مدیرگروه زبان و ادبیات فارسی سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی-عضو هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران. نویسنده مسئول: m_najafi55a@yahoo.com
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد دهدشت، دانشگاه آزاد اسلامی، دهدشت، ایران
doi
https://doi.org/10.71502/mysticism.2025.1192897چکیده
طلب، اولین مرحله از مراحل سیر و سلوک برای رسیدن به حق و مطلوب عرفان، در شعر شاعران عارف و عارفمسلک از اولین روزگارانی که عرفان به ادبیات فارسی راه یافته به انحا و اشکال مختلف نمود یافته است. سنایی پرچمدار ادبیات عرفانی از آن در مثنویها، قصاید و غزلیاتش بهرهها برده و سالکان را بدان فراخوانده است. اولین شاعری که به دسته بندی وادیهای سلوک پرداخته، عطار نیشابوری است. وی در منطقالطیر مراحل سلوک را به هفت وادی تقسیم کرد و اولین آنها را طلب نامید. مولانا پس از سنایی و عطار در مثنوی و دیگر آثارش آن را گسترش بیشتری داد. او آن را دردی و شوری دائمی در دل سالک میداند که او را برای رسیدن به شناخت و قرب الهی یاری میکند. سعدی نیز از شاعرانی است که درد طلب در همه آثارش نمود دارد و در غزلهایش میتوان جلوههای مختلف این فضیلت عرفانی را مشاهده کرد. او طلب را بدون فضل حق نتیجهبخش نمیداند. در سراسر دیوان فخرالدین عراقی نیز شور طلب مشهود است. حافظ شیرازی نیز در این باب بر سیرت عارفان رفته و همانند صاحبنظران بزرگ عرفانی، خود و دیگران را به طلب فراخوانده و بر این باور است که هرگز نباید دست از طلب برداشت. او آمیزهای از اندیشه عطار و مولانا را با هم دارد و وادی طلب را وادیی بسیار پرخطر میداند، در عین حال با شور و شوق مشتاقانه به سوی دوست گام برمیدارد. در این مقاله به روش کتابخانهای و استقرائی به توصیف و تحلیل طلب در شعر شاعران مذکور پرداخته شده است.